سپتامبر ٢٠١٧

   

  

 

نگاه هفته: مجموعه اخبار و گزارشات هفته در شهرهای کردستان

 

 

نسان نودینیان

مزدوران حکومت اسلامی علیه کمپین مردمی هدیه پاییزی

در استانه بازگشائی مدارس و سال تحصیلی جدید به ابتکار بخشی از مردم شهر سنندج کمپینی فراخوان داده شده است که در این کمپین تلاش میشود که کودکان بی سرپرست را حمایت بکنند. این کمپین روز ٢٥ شهریور در شهر سنندج با برپایی غرفه هدیه های مردمی برای کودکان شروع شد. نیروهای مزدور جمهوری اسلامی با حضور در محل برپایی غرفه های هدیه مردم به کودکان بی سرپرست عملا مانع ادامه فعالیت این عرفه شده و آنها را تعطیل کردند. این اقدام مسئولین با اعتراض حاضرین روبرو شده است. در این رابطه در تمامی شبکه های اجتماعی شهر سنندج پیرامون متوقف کردن فعالیت این کمپین خبررسانی میشود. مردم اعلام کردند که مجدد غرفه را ایجاد خواهند کرد. لازم به ذکر است در این رابطه دهها پوستر تبلیغی و کلیپهای کوتاه توسط مردم تهیه شده است و پخش میشود.

انسانیت در وجود انسانها زنده است، مرگ بر حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران

 

با سلب حق حیات از کولبران و کارگران امنیت جامعه تضمین نخواهد شد .

بیانیه مشترک ١٩ تشکل و نهاد صنفی مدنی در حمایت از کارگران کولبر!

 

جان برای نان

نان برای جان

کارگران کولبر انسان های شریفی هستند که به دلیل بیکاری و نبود شرایط کاری مناسب و شغلی پایدار در استان های مرزی در ازای دریافت مزدی ناچیز با وجود خطرات بسیار خود را به دست کوران حوادث می سپارند و در سخترین شرایط موجود برای رسیدن به لقمه ای نان ، در این راه قدم میگذارند و متاسفانه بیشترشان به سلامتی به مقصد نمی رسند و جان خود را از دست می دهند .

به هیچ وجه کولبران موجودات خطرناکی نیستند که بایستی فقط با گزینه مرگ با آنها روبرو شویم بلکه کولبران کارگران به ستوه آمده ای هستند که به علت بیکاری و نبود شغل و عدم توسعه یافتگی منطقه ، تقسیم ناعادلانه ثروت و بی توجهی مسئولین به نیازها و در واقع اهمال خواسته ها و مطالبات مردم، کولبری به آنها تحمیل شده است .

طبق قانون ( ماده ٢٨ و ٣١) دولت به مثابه تصمیم گیرنده و هدایت جامعه در مسیر رشد و توسعه یافتگی چند مسئولیت مهم را در قبال آحاد جامعه بر عهده دارد .

١ : دولت موظف است برای شهروند ایرانی شغل ایجاد کند .

٢: دولت موظف است برای شهروندان مسکن و سرپناه مناسب و همچنین تحصلات رایگان فراهم کند .

علیرغم اینکه متاسفانه دولت درمسیر فقر زدایی وتوسعه نتوانسته برنامه هایش را تحقق ببخشد وتکرار کشتار کولبرانی که به ناحق قاچاقچی نامیده می شوند به یک معضل وتهدید روانی برای جامعه تبدیل شده است.

کارگران و کولبران بدون داشتن تشکلات کارگری خود و بی بهره از بیمه و بیمه های بیکاری از مظلوم ترین و بی حقوق ترین بخش طبقه کارگران ایران هستند که همانند همه کارگران دچار استثمار و بی توجهی شده اند .کارگرانی که از سر گرسنگی ناچارند سلامت و زندگی خود را به خطر بیندازند .

و اما در این چند روز تمامی دنیا شاهد مظلومیت و شهادت کارگران کولبر بانه و دو کارگر ساختمانی سنندج که بر اثر بی توجهی مسئولین به آتش کشیده شده اند بودند که باعث داغدار شدن خانواده این کارگران شد مطما با دیدن اینگونه موارد زخمی عمیق در دل طبقه کارگر ایران به وجود خواهد آمد که کارگران آگاه این شرایط را فراموش نخواهند کرد .

ما امضا کنندگان این بیانیه همچون انجمنها و نهادهای مدنی و صنفی ضمن همدردی با خانواده دو کارگر کولبر بانه ای و کارگر ساختمانی سنندجی خواستار مجازات عاملین این دو حادثه و همچنین خواستار پیگیری شرایط کارگر رضا شهابی که در اعتصاب غذا به سر میبرد می باشیم .

١ ــ انجمن صنفی کارگران و استادکاران ساختمانی مریوان و سرواباد ٢ــ انجمن صنفی کارگران ساختمانی بانه ٣..  انجمن صنفی کارگران ساختمانی سقز ٤.. انجمن صنفی کارگران ساختمانی دیواندره ٥.. انجمن صنفی کارگران ساختمانی کامیاران  ٦.. انجمن صنفی کارگران ساختمانی آبادان ٧.. انجمن صنفی کارگران ساختمانی گچ کار مشهد ٨..انجمن صنفی کارگران ساختمانی بوکان  ٩..انجمن صنفی کارگران ساختمانی دهگلان ١٠.. انجمن صنفی کارگران ساختمانی اندیشه ١١.. انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهرری، حسن آباد ١٢..انجمن صنفی کارگران ساختمانی نی ریز فارس ١٣..موسسه فرهنگی و هنری کانی (شهر کانی سور) ١٤.. انجمن صنفی کارگری ساختمانی نقاش کاشان ١٥..انجمن صنفی کارگران ساختمانی شوش دانیال(خوزستان) ١٦.. انجمن کارگران ساختمانی بجنورد

اتحاد و همبستگی تنها راه حل نجات کارگران می باشد .

٩٦/٦/٢٤

 

بیانیه ی شماره ٢

زندانیان سیاسی و بهنام ابراهیم زاده را آزاد کنید !

کارگران و مردم آگاه! همانطور که مطلع هستید، در روز چهارشنبه ٢٢ شهریور ٩٦ تجمعی در اعلام همبستگی با زندانیان در اعتصاب غذا، به همراه خانواده های آنان در مقابل زندان گوهردشت  شکل گرفته بود. نیروهای امنیتی بلافاصله وارد عمل شدند وتعدادی از تجمع کنندگان را بازداشت کردند وگوشیهای شخصی  افراد را ضبط و سه نفر از این تجمع کنندگان را به کلانتری ١٩ باغستان شهریار انتقال دادند.  در ٢٣ شهریور واله زمانی ، پیمان سالم و بهنام ابراهیم زاده توسط نیروی انتظامی تحویل دادگاه انقلاب کرج شدند . پس از بی خبری از وضعیت این عزیزان، بهنام ابراهیم زاده روز ٢٧ شهریور ماه با خانواده خود تماس گرفته است . وی  هم اکنون در بند اطلاعات زندان گوهر دشت، زندانی است. بهنام ابراهیم زاده کارگر بیکار و عضو کمیته پیگیری است . وی در ١١ اردیبهشت امسال ،  پس از ٨ سال از زندان گوهردشت آزاد شده بود . دو هفته قبل از دستگیری خبر بازگشت سرطان تنها فرزندش را به او داده بودند .  جای کارگر زندان نیست . زندان جای کارفرمایانی است که دستمزد کارگران را پرداخت نمی کنند و با این کارشان، معیشت خانواده ها را به خطر می اندازند. زندان جای اختلاس کنندگان و چپاولگران مال مردم است، که  پس انداز ناچیز مردم را از کف شان ربوده اند .

کارگر زندانی  زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران .

٢٧ شهریور ١٣٩٦

 

بازداشت مختار اسدی

مختار اسدی عضو انجمن صنفی معلمان کردستان بازداشت شد و روانه زندان اوین گردید. لازم به ذکر است مختار پیشتر به یک سال زندان تعزیری محکوم شده بود. برای پیگیری موضوع وثیقه اش به دادسرا ی شهید مقدس مراجعه کرد و همان جا بازداشت گردید و برای سپری کردن دوران محکومیتش روانه زندان گردید. مختار همان روز با تماس تلفنی با بعضی از فعالان صنفی این موضوع را اعلام نمود. چند روز پیش، از مختار به صورت تلفنی درخواست شده بود به تهران مراجعه نماید در غیر این صورت وثیقه ضبط خواهد شد.

 

شریف باجور فعال مدنی در حمایت از کولبران

شریف باجور فعال مدنی شناخته شده برای مردم در کردستان در حمایت از کولبران از مریوان بقصد تهران رکاب زد. شریف باجور در ساعت ١١ روز ٢٤ شهریور بعد از پنچ روز رکاب زدن با دوچرخه اش وارد میدان آزادی تهران شده و مورد استقبال قرار گرفت. باجور در صحبتهایش برای تعداد زیادی که در میدان آزادی به استقبالش آمده بودند اهداف خود از اعتصاب غذا و رکاب زدن از مریوان تا تهران را نفی خشونت، پایان دادن به کشتار کولبران، رسیدگی به وضعیت رضا شهابی و پایان دادن به قتل مسلمانان در میانمار بیان و اعلام داشت که این عمل را به پشتوانه جامعه مدنی و برای مبارزه با خشونت انجام داده است. ایشان ضمن تشکر از حامیان و همراهان خود برنامه های رکاب زدن چند روزه و رویدادهای آن را برای حضار بیان کرد.

در ادامه مازیار طاطایی وکیل دادگستری پیام وکلای دادگستری مبنی بر ضرورت ایجاد اشتغال برای نیروهای کار در مناطق مرزی و تعقیب و مجازات عاملان کشتار کولبران را قرائت کردند.

شجاع ابراهیمی نیز به نمایندگی از جامعه کوردهای مقیم مرکز تلاش شریف باجور برای همدردی با کولبران  را ستودند.

در ادامه حسین احمدی نیاز ضمن بررسی معضلات و خطرات کولبری برای سلامت جسمانی آنها خواستار پایان دادن به کولبری شدند.

وحید فریدونی به نمایندگی از خانواده رضا شهابی و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران گزارشی از وضعیت رضا شهابی در زندان و اعتصاب غذای او و نحوه احضار به زندان ارائه داده و اظهار داشت که تحمل حبس، شرایط ناگواری را برای شهابی ایجاد کرده است.

 

مزدوران حکومت اسلامی  علیه کمپین مردمی هدیه پاییزی

از صفحه فیس بوک نسرین رمضانعلی

در استانه بازگشائی مدارس و سال تحصیلی جدید به ابتکار بخشی از مردم شهر سنندج کمپینی فراخوان داده شده است که در این کمپین تلاش میشود که کودکان بی سرپرست را حمایت بکنند. این کمپین روز ٢٥ شهریور در شهر با برپایی غرفه هدیه های مردمی برای کودکان شروع شد. نیروهای مزدور جمهوری اسلامی با حضور در محل برپایی غرفه های هدیه مردم به کودکان بی سرپرست عملا مانع ادامه فعالیت این عرفه شده و آنها را تعطیل کردند.  این اقدام مسئولین با اعتراض حاضرین روبرو شده است. در این رابطه در تمامی شبکه های اجتماعی شهر سنندج پیرامون متوقف کردن فعالیت این کمپین خبررسانی میشود. مردم اعلام کردند که مجدد غرفه را ایجاد خواهند کرد. لازم به ذکر است در این رابطه دهها پوستر تبلیغی و کلیپهای کوتاه توسط مردم تهیه شده است و پخش میشود.

انسانیت در وجود انسانها زنده است، مرگ بر حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران

 

 

من وخواهر و برادرِ بزرگم، هیچگاه رویمان نشد بگیم بابا مون چکاره است!

از صفحه فیس بوک محمد امین کمانگر

آرزو داشتیم وقتی همکلاسی هایمان از شغل پدر سوال می کردند، بدون لکنت زبان می گفتیم پدرمان چکاره است. حال از روفتگر تا هر شغل دیگر، برادر بزرگم تا خودش را شناخت از خانه رفت و همیشه می گفت من شرمندۀ بچه های هشتاد و هشتم؟ خواهرم با وجود اینکه عالی ترین رشته را در دانشگاه شریف به اتمام رساند، به کاری تن داد که دوست نداشت و رشته انتخابی خودش نبود بهانه ای بدست آورد و خانه را ترک کرد و رفت؟ مادر غیر از سکوت هیچی نمی گفت؟ برادر و خواهر کوچکم هنوز غرق در رفاه و پول هستند. من به دولت آلمان دروغ گفتم، حال می خواهم همه چیز را بگویم، هر چه باداباد! این داستان واقعی خانواده ای است که به قول خودشان بار ننگین بابایشان را بدوش می کشند. جوان ٢٧ ساله ای که در اینجا متأسفانه به دپرسیون مبتلا شده است. من اینجا بیش از این وارد جزییات این خانواده نخواهم شد. اما چه شغلِ شریفی!

جلسۀ مشاوره.

روز جمعه پانزدهم سپتامبر در دانشگاهِ فرانکفورت جلسه ما، بر اساس کنوانسیون ژنوّ و قانون اساسی آلمان در رابطه با مسئلۀ پناهجویان، راسِ ساعت دو بعد از ظهر شروع گردید. جلسه مسائلی را بیان داشت، که اگر بر بستر گفته ها و نوشته های آن، شرکت کنندگان این جلسات پیش روند، زندگی آنها در کشورآلمان تضمین شده است. در این رابطه دهها نمونه داریم.

اولا: ما کارنامه پر از جنایات حاکمان منطقه را می گشاییم و نشان می دهیم که چگونه تمام معیارهای انسانی را زیر پا گذاشته و می گذارند. تصویرهای دلخراشی که خودِ آنها می دهند شاهد این مدعاست.

دوما: شرایط اجتماعی آلمان را برایشان می شکافیم. جلسه ما بیان احساسات و شوق تعهد در این آدمهاست. متعهد میشوند، تشویق می شوند و دنبال می کنند ده ها نمونه موفق را داریم که هم اکنون در این کشور زیبا ترین زندگی را شروع کرده اند.

زنده باد انسانیت، زنده باد همبستگی

فداراسیون پناهندگان ایرانی، افغانی و عراقی.

محمدامین کمانگر.شنبه١٦ سپتامبر ٢٠١٧

 

بیاد مبارزی که از نوجوانی شروع کرد!

از صفحه فیس بوک توفیق پیرخضری

گرامی باد یاد یار و همسنگر کمونیست عزیزمان فتی اویهنگ. عکس از فتی در همان سالهای آخر زندگیش . سالیان سال زمانیکه هنوز کودک بود و توان جسمی آنچانی نداشت که اسلحه حمل کند همراه ما بود .بعد از اشغال روستای اویهنگ توسط نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی همراه ما در هیز شورش ضلع شمالی و غربی شهر سنندج مناطق ژاورود ، کوماسی .کلاترزان ، بر پله سارال. سر شیو مریوان بود . چند سال اول نوجوانی اش بسیار پر شور و بسیار علاقه مند به زندگی بسیار سخت پیشمرگایتی بود و همراه ما ماندگار بود . انتظار نداشتیم که توان آنهمه بی بخوابی گرسنگی و جنگهای طولانی را داشته باشد اما هیچوقت نشانی از خستگی یا ترس و نا امیدی از وی ندیدیم .رفقا ی پیشمرگ مخصوصا رفیق زبی زبیحی همیشه می گفتند شهید فتی مانند فرزند سید توفیق می ماند .واقعا همچنین احساسی در بینمان بود فتی هنوز دوران کودکی اش می گذارند برای من و تقریبا همه رفقا مانند عزیزی کم سن مورد لطف قرار می گرفت . اما فتی وضعیت ویژه ای داشت چون کم سن ترین رفیق ما بود هم در درون واحدها و هم بعدا در اردوگاه چناره کلاسهای آموزش خواندن و نوشتن را برای رفقای بی سواد یا کم سواد ترتیب داده بودم رفیق فتی فعالانه و باعلاقه فراوان در کلاسهای آموزشی شرکت می کرد . فتی مهربان و شادو خندان دوست داشتنی در میان رفقا تا ایندوران فقط یک کلت کمری را بهمراه داشت . طی چندین سال تلاش خستگی ناپذیر تا بزرگ شد در سن نوجوانی اسحله یوزی اسرائیلی که مقداری سبک تر بود تحویل گرفت .بلاخره اسلحه مورد علاقه اش که همانا کلاشنیکوف بود را تحویل گرفت ،در ان دوران مسئول تسلیحات و مهمات ناحیه سنندج بودم . فتی پیش من می آمد تقاضای کلاشنیکوفی شبیه به کلاشنیکوف رفیق نبی مولینان می کرد ( کاک نبی اسلحه اش را بسیار دوست داشت اسلحه کاک نبی که به پنج بزمار معروف بود رنگ بسیار زیبای چوب و بدنه آن و تمیز و تعمیر کردن روزمره جلو چشم رفقایش سبب شده بود که فتی شیفته ان شده بود ،تقسیم اسلحه به افراد به عهده من نبود این را به فتی می گفتم اما سخت بود قبول کند . با رفیق توفیق الیاسی فرمانده واحدی از هیز شورش صحبت کردم و خواست فتی را با وی در میان گذاشتم .بلاخره فتی در نتیجه تلاش وفعالیتهایش اسلحه مورد علاقه اش در جریان یک درگیری با گروههای ضربت سپاه پاسدارن و مزدوران محلی گرفت .در ان درگیری ضربات کاری ضد حمله به گروههای ضربت وارد شد . در سالهای ١٣٦٤ به بعد بعنوان معاون نظامی یک دسته از رفقا بود بعدا مسئول نظامی دسته شد .فتی مانند سایر رفقایش دهها بار در یک قدمی مرگ قرار گرفت یکبار در همان دوران کودکیش بشدت زخمی واسیر شد همه فکر می کردند که جانباخته است .زمانیکه نجات پیدا کرد و مجددا به ما پیوست به شهید فتی معروف شد همیشه اورا که زنده بود اما شهید فتی خطاب می کردیم . متاسفانه در تاریخ ٢٧ تیر سال ١٣٧٠ فتی در شهر سلیمانیه کردستان عراق در نزدیکیهای ما که درگیر با نیروهای بعثی رژیم صدام حسین بودیم در اثر ترکش خپاره به سرش در جا جان باخت . یکی از دوستان نزدیکش رفیق سیفه حیدری در همان لحظات بغل دستش بود خوشبختانه رفیق سیفه اگرچه زخمی شد اما زخمش خطر جانی نداشت.نیم ساعت قبل تر فتی ورفیق کریم وله ژیر را دیدم آنها را نزدیک یکی از مقرهای کومله در داخل شهر دیدم و از آنها خواستم که مواظب تک تیر اندازهای بالای ساختمان استانداری شهر سلیمانیه باشند چون به من هم شلیک کردند از چند سانتی متری سرم گلوله ای رد شد و در همان نقطه چند نفر از هالی شهر را مورد اثابت گلوله قناسه قرار گرفتند رفیق کریم وله ژیر و رفیق سیفه حیدری خوشبختانه در قید حیات و در کشورهای کانادا و سوئد می باشند . برای رفیق کریم و رفیق سیفه آرزوی سلامتی وطول عمر دارم .یاد عزیز رفیق فتی اویهنگ گرامی باد .

 

ایسکرا  ۹۰۲