مارس ۲۰۱۷

      

ایسکرا میپرسد؟

رسانه های کردستان عراق روز جمعه ٢٤ فوریه ٢٠١٧ اعلام کردند فراکسیون نزدیک به نوری مالکی در پارلمان عراق لایحه ای مبنی بر خلع سلاح و اخراج نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی مستقر در کردستان عراق آماده کرده و میخواهند آنرا به تصویب پارلمان برسانند. طبق گفته یکی از امضا کنندگان این لایحه قرار است پارلمان عراق در این مورد تصمیم بگیرد و با تصویب آن قانونا حضور اپوزیسیون مسلح جمهوری اسلامی در کردستان عراق ممنوع، خلع سلاح و اخراج شوند.!

 

 

سوال اول؛ کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران در ٢٤فوریه با صدور اطلاعیه ای تحت عنوان   توطئه جمهوری اسلامی و نوری مالکی علیه اپوزیسیون مستقر در کردستان عراق را محکوم میکنیم را منتشر کرده است! چرا طرح مشترک مالکی و جمهوری اسلامی!؟

 

محمد آسنگران:

این موضوع یک فاکت است که ما به آن اشاره کرده ایم. چون لایحه پیشنهادی اساسا از طریق افرادی در پارلمان عراق امضا و پیگیری شده است که از مدافعین نوری مالکی و از فراکسیون او هستند. نوری مالکی خود را مرید خامنه ای میداند و اینرا بارها اعلام کرده است. علاوه بر این در دوره نخست وزیری مالکی بود که جنگهای فرقه ای و مذهبی در عراق شدت گرفت و جمهوری اسلامی تمام قد از او و سیاستهایش دفاع کرد. همین نیروی حشد شعبی از طرف نزدیکان مالکی سازمانداده شده و فرماندهان آن اساسا از فرماندهان سپاه بدر هستند که در ایران و بوسیله جمهوری اسلامی تسلیح و آموزش داده شدند. اکنون هم فرمانده اصلی و تعیین کننده سیاست حشد شعبی سلیمان قاسمی و سپاه قدس هستند که بخشی از جناح نوری مالکی و یا نوری مالکی بخشی از آنها محسوب میشوند. لایحه مورد بحث اساسا از جانب کسانی پیش برده میشود که قبلا لاحیه حشد شعبی را در پارلمان عراق به عنوان یک نیروی مستقل مسلح که دولت باید بودجه آنرا تماما بپردازد به پارلمان بردند. همه این نمونه ها نشان میدهد که قویترین جناح و فراکسیون پارلمان عراق پشت سر مالکی و مدافع سیاستهای جمهوری اسلامی است.

 

سوال دوم؛ در اوایل ماه مارس شش جریان از احزاب اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی جلسات مشترکی برگزار کرده اند! در چند سال گذشته این احزاب جلسات مشترک زیادی با همدیگر داشته اند. ایا این تهدید جدید میتواند این ها را بهم نزدیک و در مقابل این سیاست جمهوری اسلامی ــ مالکی به یک موضع واحد برسند؟

آسنگران: عبدالله مهتدی به عنوان سخنگوی مشترک همه آنها بعد از جلسه مشترکشان اعلام کرد که همه آنها به توافق رسیده اند که چگونه به این تلاش پارلمان عراق پاسخ بدهند. حتی یک هیئت مشترک درست کرده اند. که شامل نمایندگان هر دو سازمان زحمتکشان، هر دو حزب دمکرات کردستان و کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران و سازمان خبات است. ناگفته نماند همه اینها چند روز قبلتر در یک سمینار مشترک به دعوت مرکز مطالعات خاورمیانه به اسم "میری" که ارگانی نزدیک به بارزانی است شرکت کرده بودند.

میری با توجه به سیاستهای بارزانی تلاش کرده بود که این احزاب را در یک جلسه تشویق کند که سیاستی مشترک بعد از قدرتگیری ترامپ را در پیش بگیرند. زیرا همه جریانات ناسیونالیست منطقه به این قناعت رسیده اند که با آمدن ترامپ تحولات مهمی در منطقه اتفاق میفتد و یکی از آنها فشار آوردن و حتی حمله به جمهوری اسلامی است. این موضوعی است که همه جریانات ناسیونالیست کرد برای نتایج آن کیسه دوخته اند. بارزانی با این اقدامات تلاش میکند توان و قدرت نفوذ خود را در کردستان ایران هم به آمریکا نشان بدهد و در عین حال تلاش میکند با حمایت ترکیه و کشورهای عربی در آینده کردستان ایران نقش قدرتمندی را بازی کند. در این چهارچون سازمانهای نامبرده با همدیگر مشورت کرده و در مواردی هم به توافقاتی نزدیک شده اند. اینکه کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در این میان چکار میکند اگر چه سوال برانگیز است اما سیاست پراگماتیستی رهبری این سازمان تا کنون بارها از این سیاست پیروی کرده است. کومله تلاش کرده است که در میان ناسیونالیستها خود را بخشی از جنبش کرد تعریف کند و دوست دارد آنرا به همین اسم و مضمون برسمیت بشناسند. از طرف دیگر با پرچم حزب کمونیست ایران تلاش میکند با چپها مراوداتش را داشته باشد که چپها هم او را به عنوان یک نیروی کمونیست برسمیت بشناسند. این دو نقش در کومله هم واقعی است و هم مدافعین خودش را دارد. اینکه چگونه دو نقش متضاد را یک حزب معین میخواهد هماهنگ کند تناقضی است که این حزب با خودش حمل میکند.

 

سوال سوم؛ کمیته کردستان توطئه جمهوری اسلامی  ــ مالکی را محکوم کرده است! کدام راه حل های موثری وجود دارند که سرنوشت تراژیک مجاهدین اینبار در کردستان تکرار نشود؟

یک راه حل اصلی وجود دارد آنهم مراجعه و فراخوان به مردم آزادیخواه عراق و کردستان عراق و احزاب چپ و مترقی این جامعه است. هیچکدام از احزاب نامبرده تا کنون نه چنین سیاستی را بیان کرده اند و نه امید چندانی به این مسئله دارند. متاسفانه حزب کمونیست ایران و کومله سازمان کردستان این حزب سیاستش هیچ تفاوتی با دیگر احزاب ناسیونالیست کرد در این زمینه ندارد و سیاست متفاوت از آنها بیان نکرده است. همه آنها امیدشان به احزاب حاکم کردستان عراق و نمایندگان پارلمان است. این نگاه به بالا و امید به حمایت ناسیونالیستهای کرد و فراموش کردن نقش مردم و احزاب مترقی اگر برای ناسیونالیستهای سنتی و قامپرستان عادی جلوه کند، برای حزبی که خود را کمونیست میداند بسیار کشنده و مضر است. با این حال خارج از ماهیت و سیاست این احزاب ما و همه مردم آزادیخواه و احزاب چپ و مترقی ایران و در عراق و کردستان عراق باید از امنیت و حق فعالیت آنها حمایت کنیم. باید سیاستهای جمهوری اسلامی و فراکسیون مدافع این لایحه در پارلمان عراق که تماما به نفع جمهوری اسلامی است را محکوم کنیم و از هر امکانی برای ناکام گذاشتن آن دریغ نکنیم.