نوامبر ٢٠١٧

   

    

  

پشت هر واژه، سنت و فرهنگی، منفعت و افق سیاسی معینی قرار دارد

 

روزانه پیرامون هر اتفاق، رویداد و تحولی، با واکنشهای متفاوتی و با استفاده از یک سری واژه ها روبرو میشویم که پرداختن به آنها ضروی است. اینجا فعلا صحبت بر سر مضمون و محتوای هر تک واکنشی پیرامون هر اتفاقی و از جانب هر نیرویی که اهداف سیاسی معینی را نمایندگی میکند نیست بلکه بحث بر سر استفاده از عبارات و ادبیات و فرهنگی است که متکی به آن اهداف سیاسی معین است. این واژه ها و فرهنگ تراوش شده از آن افق سیاسی معین، نه تنها ربطی به آن رویداد مشخص ندارند بلکه با اصل پدیده  در تضاد و تناقض کامل قرار میگیرند.

آنچه که طرح این نکات را ضروری ساخت، واقعه زلزله و بازتاب آن در رابطه با همیاری و همبستگی انسانی در میان طیف وسیع و گسترده مردم است که واقعا در حد خود بی نظیر بود.

در حالیکه حکومت در رابطه با واقعه زلزله و همچون هر اتفاق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دیگری در جامعه عدم مشروعیت خود را همچنان به اثبات رساند، بخشهای مختلف مردم در ابعادی گسترده و شورانگیز زلزله زدگان را مورد حمایتهای مادی و معنوی خود قرار دادند و اگر از هر تک انسانی پرسیده شود که عامل و انگیزه بتحرک درآوردنش جهت کمک و یاری به زلزله زدگان و کمک به وضعیت دردناک کودکان و سالمندان زلزله زده، تلاش برای جمع آوری کمکهای عمومی و کمک مادی و معنوی خود به آنان چه بود؟ بدون ذره ای تامل پاسخ خواهد داد که: "همسرنوشتی انسانی، انسانیت، نوع دوستی، انصاف و خود را جای آنان گذاشتن عامل و انگیزه چنین تحرک و تقلایی بوده است.

خوب آیا غیر از این است و آیا غیر از این بود؟

در این میان بودند برخی طیف ها، افراد و بخشا جریانات متعدد سیاسی که  این حمایتهای انسانی را در هاله ای از "میهن پرستی"، "منطقه ای"، "شهید پروری"، "کردایتی" و غیره پیچیدند و به خورد نیروهایشان دادند اما برای مردمی که بیدریغ برای کمک و حمایت از زلزله زدگان آستینها را بالا زدند، ژست گرفتنهای این جریانات و واژه های فوق بی ربط تر از آن بودند که مردم بتوانند حتی  لحظه ای به آنها بیاندیشند.

ژورنالیست نان بنرخ روز خور و طیفهایی که متاثر از نقش این جریانات هستند، بر بستر جنازه های زیر آوار گیر کرده و بر بستر وضعیت دردناک مردمی که عزیزانشان و هستی شان نیست و نابود شد، تلاش کردند با پرتاب کردن چنین واژه ها و اصطلاحاتی، افق، اهداف حقیر و در تضاد با انسانیت را بروی صحنه بیاورند.

طیفی از ناسیونالیستهای کرد داد زدند که همیاری و کمک به زلزله زدگان بدلیل ( نه ته وه ای ، نیشتمانی ) "ملی و میهنی " یا به عبارت دیگر، ( ملیت پرستی در جغرافیای کردستان) بوده است و با استفاده از فرهنگ و سنتهای اسلامی نیز کسانی که در راه کمک رسانی به زلزله زدگان جان خود را از دست دادند را با استفاده از سنت و فرهنگ اسلامی "شهید راه میهن" (کردستان) معرفی کردند و بعضا تلاش کردند همکاری و کمکهای مردمی  دیگر در سراسر کشور را حاشیه ای جلوه دهند و .....

این فرهنگ ملی اسلامی البته موجودیتش در تاریخ ایران تازگی ندارد. چپ ضد امپریالیست از حزب توده و فدایی اکثریت گرفته تا برخی نیروهای چپ سنتی، حامل چنین فرهنگ و سنتی هستند. جریانات ناسیونالیست در ایران و در کردستان نیز از این بیماری بی بهره نبوده اند.

با سنت و فرهنگی که متعلق به دنیای متمدن، مدرن و انسانی امروز نیست نمیتوان به انسانیت خدمت کرد. ناسیونالیسم، قوم پرستی و اسلام آنچه که برایش مقدس است چیزی جز افق، اهداف و منافع مادی طبقه و فرقه خودش نمیتواند باشد. تنها و تنها حس انسان دوستی مردم است که قادر است چنین موج گسترده ای در کمک، همیاری و حمایتهای مادی و معنوی را ممکن و میسرسازد.

 اسلام و ناسیونالیسم در پایه ای ترین سطوح سیاسی، اجتماعی و طبقاتی و متاثر از آن از نظرفرهنگ و سنتهایش نیز، بعنوان فرقه های دینی و ملی در تضاد عمیق با منفعت و همسرنوشتی انسانی قرار دارند.

نباید اجازه داد طیفها و جریانات ناسیونالیست با واژه ها و عباراتی که ریشه در افق و اهداف سیاسی و حقیرانه شان دارد، بر بستر یک فاجعه انسانی برای خود مشروعیت سیاسی کسب کنند. نباید اجازه داد از سر رواج سنت و فرهنگ عقب مانده آنهم بر بستر یک فاجعه انسانی، ناسیونالیسم برای خود آبرو بخرد.

از این رو پشت هر واژه، سنت و فرهنگی، منفعت و افق سیاسی معینی قرار دارد.

تنها با نگاه عمیق انسانی رو به بیرون از خود و رایج ساختن آن است که میتوان انسانیت به معنای واقعی آن را به یک سنت پایدار در مقابل، افق، اهداف، سیاست و فرهنگ کهنه تبدیل کرد.

اسلام و ناسیونالیسم، اولی به دوران غار نشینی و دومی به دوران قوم و قبیله متعلق هستند.

تنها انسانیت است که متعلق به دوران امروز است و هیچ حد و مرزی بین انسانها را برسمیت نمیشناسد.

 

عبدل گلپریان

۳ آذر ۹۶

۲۴ نوامبر ۲۰۱۷