دسامبر ۲۰۱۶

   

  

نگاه هفته: مجموعه اخبار و گزارشات هفته در شهرهای کردستان

  

نسان نودینیان، نسرین رمضانعلی

 

آرام فتحی، فعال مدنی اهل مریوان به دلیل اعتراض به كشتار كولبران بازداشت شد.

این فعال مدنی روز سه شنبه ١٦ آذرماه مقابل منزل شخصی به دلیل اعتراض به كشتن كولبرهای مرزی، آنچه كه دوستان وی به موكریان گفتند، بازداشت و به مكان نامعلومی منتقل شد. دوستان و همكاران فتحی در گفتگو با موكریان افزودند: وی علاوه بر عضویت در انجمن كوردی ڤەژین، انجمن ادبی مریوان و انجمن سبز چیا، در اقدامات و مشاركت های مدنی شهرستان مریوان به طور فعالی حضور داشت. مهرماه امسال به دنبال شركت در تجمعات اعتراضی جمعی از شهروندان نسبت به بی توجهی مسئولان به جاده های مریوان، آرام فتحی توسط نهادهای امنیتی احضار شد.

 

کارگران کولبر

 بامداد روز سه شنبه ٩ آذرماه نیروهای هنگ مرزی در منطقه دروران و میرگه درژیر از توابع مریوان، کاروانی از کاسبکاران را مورد هدف تیراندازی مستقیم قرار داده که در نتیجه آن یک نفر به نام کمال بامزر اهل روستای قَتوَن مریوان در جا کشته شده و دو کاسبکار دیگر به نام ادریس و توفیق به شدت زخمی شدند. هر دو کاسبکار زخمی شده به بیمارستان بوعلی مریوان منتقل شده و  بر پایه‌ی گزارشات دریافتی یکی از کاسبکاران زخمی شده کلیه خویش را به دلیل شدت جراحات از دست داده است.

رضا رعنایی کولبر ٣٥ساله  در منطقه سرتزین(بانه)  به ضرب گلوله نیروی انتظامی زخمی شد    

یک کولبر دیگر در ماکو بنام مجید دادخواه ساکن روستای یارم قیه علیا کشته شد.

کولبر ساکن ماکو در فاصلە چند متری از سوی نیروهای انتظامی رژیم مورد اصابت گلولە قرار گرفت و جان سپرد. روز پنج‌شنبە ١٨ آذرماه،  مجید دادخواه   کولبر اهل ماکو با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی رژیم جانش را از دست داد. یکی از نزدیکان او در تماسی تلفنی بە هەنگاو اعلام نمود کە مجید دادخواه از فاصلە چند متری مورد شلیک مستقیم نیروهای رژیم قرار گرفتە است. نیروهای رژیم در مرز ماکو  و در نزدیکی روستای یاریم قیە جمعی از کولبران را مورد حملە قرار دادە بودند. کشتە شدن این کولبر در حالی است کە در همان روز یک کولبر دیگر اهل ثلاث باباجانی بە نام ایوب سروری با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی رژیم زخمی شدە بود.

١٨آذر ایوب سروری کولبر اهل روستای هرمیان در نزدیکی های  روستای ازگلە از توابع شهرستان ثلاث باباجانی به ضرب گلوله مجروح شد.              

                                                                                  

درد دلهای یك دانشجو در مریوان

درد دلهای یك دانشجو در مریوان كه به دلیل فقر امكان ادامه تحصیل ندارد میگوید، سوال میشود چرا دانشجویان خودکشی میکنند. برای من دانشجو برای تامین زندگی کارگر مرزی شوم، آینده ای ندارم بعنوان قاچاقچی در بهترین حالت سابقه تحصیلاتم را از دست میدهم. چه کسی پاسخگوی این شرایط است. من نویسنده هستم! من شاعر هستم! حاضرم کتابهایم را جلدی دو هزار تومان بفروشم! جوان دانشجویی که از مشکلات نسل جوان امروز در ایران سخن میگوید.

زنده باد آزادی و برابری و رفاه

سرنگون باد حکومت هار اسلامی

 

هفتمین روزتجمع اعتراضی کارگران کشت و صنعت مهاباد

روزپنج شنبه ١٨ آذر،کارگران مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد برای هفتمین روزمتوالی در اعتراض به عدم دریافت کامل مزد و مزایای مزدی و سنوات دست به تجمع مقابل این مجتمع صنعتی زدند.کارگران مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد از روز جمعه هفته گذشته در اعتراض بسر میبرند و در مقابل این مجتمع صنعتی چادر‌هایی برپا کرده‌اند که البته هم اکنون به دلیل سردی هوا به داخل مجموعه رفته‌اند؛ اما تاکید دارند که تا تکلیف پرداخت مطالباتشان مشخص نشود به تجمع خود پایان نمی‌دهند. تعداد کارگرانی که در این تجمع حضور دارند در ساعات مختلف شبانه روز و با توجه به سردی هوا متفاوت است؛ اما کارگران تلاش دارند که این تجمع اعتراضی را به صورت حداکثری برگزار کنند. مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد از ٤ شرکت کشت و صنعت، مجتمع دامداری و صنعتی، سردخانه زمزم، همامرغ مهاباد تشکیل شده است که هم اکنون بیش از ١٠٠کارگر در این ٤مجموعه مشغول به کار هستند. این کارگران به اضافه کارگران اخراج شده بیش از ٥٠٠میلیارد تومان مزد، مزایای مزدی و سنوات از این ٤شرکت طلبکارند. علاوه بر دستمزدها بیمه این کارگران پرداخت نشده و با مشکل تمدید دفتر چه های بیمه شان روبرویند.

 

 

گزارش دریافتی از وضعیت شرکت صلب مانی سنندج

شرکت صلب مانی واقع در سنندج، شهرک صنعتی شماره یک خیابان تعاون، دارای ٢٨ نفر کارگر می باشد. این کارگران اکثرن زن و دختر هستند و بدون بیمه و حتی بدون در نظر گرفتن قانون کار با دستمزد ٣٥٠٠٠٠تا٥٠٠٠٠٠ تومان از ساعات ٨ صبح تا  ٧بعدازظهر کار می کنند. این در حالی است که این کارگران فاقد سرویس ایاب و ذهاب می باشند. کارگران می گویند طبق ماده ١٥٢قانون کار کارگرانی که از محل کار دور هستند، شرکت موظف است که وسیله رفت و آمد را دراختیار کارگران قرار دهد و هم چنین شرکت باید در روز یک وعده غذای گرم به کارگران بدهد. این وضعیت اسفناک موجب نارضایتی کارگران شده، اما کارگران به دلیل ضعف مالی و نیز ترس از بیکاری،  توانایی برخورد یا اعتراض علنی به کارفرما را ندارند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری - ٩٥/٩/٢١

 

دختران شین آباد

متن ارسالی به کانال کمیته هماهنگی

 شین آباد و طعمه حریق شدن دختران دانش آموز همین روستاست.

من امروز به اتفاق چند نفر از دوستان به همین مناسبت، به روستای شین آباد رفتم و از نزدیک با این قربانیان دنیای سرمایه ، دیدار داشتم. خیلی اسفناک بود. سکوت سنگینی بر فضا حاکم بود. بغض گلوی همه را گرفته بود. واقعا تا مدتی چیزی برای گفتن نداشتیم. اما وقتی به حرف آمدیم، یکی از مادران گفت: آقا شما خیلی خوب و روحیه بخش حرف می زنید، اما این حال روز ماست. هیچ کس به ما توجهی نمی کند و حتی کک شان هم نمی گزد.

بعد همه دختران با هم گفتند کاش ما هم مثل یگانه سوخته بودیم و مرده بودیم. ما که هر روز چند بار می میریم و زنده می شویم. بعد یکی از مادران گفت اگر ما هم پول و ثروت داشتیم، دولت جور دیگری برخورد می کرد . یکی دیگر می گفت دولت مال سرمایه داران است.

از محدود دفعاتی بود که اصلا نمی توانستم حرف بزنم خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم. وقتی خواستم یه عکس یادگاری بگیرم، حاضر نشدند که عکس بگیرند چون خجالت می کشیدند.

یکی از مادران می گفت دختران ما بالغ شدند. حالا که در این دور زمانه دختران سالم مورد سو استفاده قرار می گیرند، ما با این دختران چکار کنیم؟

بالاخره به حرف آمدم و خیلی از مناسبات موجود استثمار قشر محروم به دست اقلیتی محدود و انواع تبعیض های موجود از جمله تبعیض جنسی حرف زدم. اما زخم این پدران و مادران عمیق تر از این حرف هاست. خیلی باهاشون درد دل کردم

و در آخر مجاب شدند که به اتفاق هم و با اتحاد می توانند حداقل هزینه های درمان و دیه را  بگیرند.

خیلی متاسف شدم صحنه هایی که دل سنگ را به جوش می آورد...

 

 

مهدی فتحی / مافیای تجارت آموزشی

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

سیزده و نیم میلیون دانش آموز و یک میلیون معلم، و به تبع آن بیش از نصفی از جامعه حدودا هشتاد میلیونی ایران فدای زیاده خواهی و مال اندوزی عده ای شده اند که آموزش و تربیت کودکان و آینده سازان این کشور را با چیپس و پفک اشتباه گرفته اند و می خواهند از هر طریقی که می شود، ثروتمند شده و برای خودشان در جامعه کسی باشند. افرادی که حاضر نیستند حتی یک قدم هم از اهداف شوم خود عقب نشینی کرده، و شوربختانه هر روز که می گذرد بیشتر جلو رفته، و حتی یک قدم به عقب و دو قدم به جلو هم نمی کنند. و همه قدم هایشان همواره رو به جلو است. سیستم آموزشی کشور را به گند کشیده اند و دانش آموزان را به جان هم انداخته و از همه بدتر، اولیای دانش آموزان را به جان کودکانشان جهت تیزهوش شدن و موفق شدن در این سیستم نادرست آموزشی انداخته اند. و بدین سان هرچقدر که جلو می رویم، کودکان بیش از پیش از مدارس فراری شده، ترک تحصیل رواج بیشتری یافته، و بر میزان جرم و جنایت و آمار زندانیان افزوده می شود. در کشوری که ادعای مرکزیت جهان اسلام را دارد، بیش از چهل میلیون پرونده قضایی رسمی و برملا شدن اختلاس ها و رانت خواری ها و رشوه خواری های متعدد، واقعا جای این را ندارد که به فکر فرو رویم؟ و چاره ای برای پیش گیری از این اوضاع بیندیشیم؟ آن هم در حالی که بیش از ١٥ میلیون کودک زیر ١٨ سال داریم که برایشان پرونده قضایی تشکیل نمی شود...

آیا در کشوری که کل بودجه یک سال آموزش و پرورش اش با تمام معوقات و طلب ها و... به سی هزار میلیارد تومان هم نمی رسد، گردش مالی بیش از نوزده هزار میلیارد تومان در موسسات آموزشی خصوصی، مدارس خصوصی، مراکز سنجش نیمه خصوصی و آموزشگاه های آزاد، تجارت با آموزش و بازی با آینده یک مملکت نیست؟ آیا این کودکان و این جامعه چه گناهی کرده اند که باید آینده شان را در گرو مافیای نامعلوم آموزشی و دست های پشت پرده ای بگذارند که اجازه نمی دهند یک سیستم صحیح #پرورشی_آموزشی و نه #آموزشی_آزمونی و یا #آموزشی_مال_افزایی در کشور طرح ریزی شده و جامعه را به سمت ایده آل ها سوق دهد؟

مسئله اصلی این است که اگر این نظام آموزشی، آن تغییر اساسیِ مد نظر را بکند، باید بازار کسب و کار بسیاری از این موسسات و غول های تجاری آموزشی برچیده شده و آموزش و پرورش از سیطره کسب ثروت آنها خارج شود. اینجاست که با رخنه بر اغلب قسمت های مدیریتیِ دولت و وزارت آموزش و پرورش، نظام آموزشی حاکم بر کشور را به آن سمت و سویی که می خواهند سوق می دهند. به جرأت می توان گفت، اگر تحقیق و تفحص دقیقی در کشور صورت بگیرد، در خواهیم یافت که اکثریت قریب به اتفاق مدیران و فرادستان آموزشی کشور، یا خود بطور مستقیم در این موسسات و تجارت با آموزش کودکان نقش دارند، و یا بطور غیر مستقیم و از طریق بستگان و دوستان درجه یک و دو خود، در منافع اینگونه موسسات سهیم هستند. فلذا تا وضع بر این منوال باشد؛ هرچقدر که افراد دلسوز جامعه در جهت بهبود اوضاع تلاش کنند؛ ره به ترکستان می برند و بیش از پیش منزوی و مطرود خواهند شد. مع الوصف همیشه سعی بر حذف افرادی می کنند، که به چنین اوضاعی معترض می شوند. تا تاجران آموزشی از گردونه رقابت برای مال اندوزی خارج نشوند.

وجود نمره و امتحان و ایجاد فضایی رقابتی بین کودکان از همان ابتدای کودکی، و همچنین تألیف و نشر و تحمیل کتاب هایی پر حجم و سنگین و نامأنوس بر کودکان؛ باعث شده است که بازار کتاب های کمک آموزشی حتی تا دوره پیش دبستانی نیز رخنه کرده و خانواده ها و کودکانشان را به جان هم بیاندازند. تلاش برای عدم حذف کنکور و حتی کشاندن کنکور و آزمون های ورودی مدارس خاص و از آن بدتر، تأسیس و اشاعه مدارس خاص و جدا کردن دانش آموزان تیزهوش از بقیه، و تلاش خانواده ها برای تیزهوش کردن اجباریِ کودکان و گرایش به سمت کلاس های خصوصی و فوق برنامه و آزمون های آزمایشی و الخ و هزینه کردن های گزاف در این راه، همگی حاکی از وجود دست های پشت پرده و مافیای مخوف تجارت آموزشی در کشور است.

کودکانی که باید برای پیشرفت و تعالی هرچه بیشتر جامعه تربیت شوند، و آینده این کشور را به بهترین شیوه ممکن بسازند، اکنون فقط دور خودشان می چرخند و مغز هایشان را پر از سوال و تست و آزمون های تشریحی و چهارگزینه ای و مطالب بی ربط کرده اند، و خودشان در حال لذت بردن از منافع مادی حاصله از این خیانت بر جامعه هستند. جالب اینکه کار تا جایی پیش رفته است که هنوز ویرایش جدید کتاب امسال از دفتر تألیف کتب آموزشی وزارت آموزش و پرورش نهایی و خارج نشده است، در کتابفروشی های سطح کشور شاهد کتاب های کمک آموزشی و گام به گام ها و کتاب های کار و... این دست کتاب های درسی ای هستیم که هنوز به چاپ نهایی نرسیده و حتی دست اولین شخص وزارتخانه هم نرسیده است.

اکنون و با این اوصاف، حتی اگر وزیر آموزش و پرورش خود از این منافع سهمی نداشته باشد؛ و بخواهد تغییرات پایه ای و بنیادین در سیستم آموزشی حاکم بر کشور ایجاد نماید، یقینا در مقابل این ابرقدرت های اقتصادی و تجاری توان مقابله نداشته و جدای از حضور افکار ایدئولوژیک حاکم بر آموزش و پرورش، وجود این مافیای تجاری نیز مزید بر علت بوده؛ و قدرت وزیر را در ایجاد تغییر به صفر تقلیل می دهند.

 

ایسکرا ۸۶۲