ژانويه ٢٠١٠

 

 

 

ارتجاع حزب دمكرات كردستان در این دوره

ناصر اصغری

ناسیونالیسم كرد در دوره اخیر چهره اصلی خود را كه سالهاست چپ جامعه اهداف آن و خواب و خیال كه این گرایش برای جامعه دیده را توضیح داده و درباره اش گفته است، عریان رو به جامعه گرفته است. كسانی كه ورجه ورجه كردنهای این اواخر این ناسیونالیسم را به دقت دنبال كرده باشند، شاهد یك ارتجاع تماما عیار در این كمپ خواهند بود. نمونه‌ها زیادند: خالد عزیزی، دبیركل حزب دمكرات كردستان خواهان مذاكره با جمهوری اسلامی است و می‌گوید كه از شعار سرنگونی جمهوری اسلامی دست كشیده است. عبدالله مهتدی سردسته سازمان زحمتكشان اعلام می كند كه منتظری در قلب ایشان جای داشته. مصطفی هجری به كادرهای حزب دمكرات كردستان ایران گفته است كه بروید از موضوع مذاكره با جمهوری اسلامی دفاع قاطعانه بكنند نه خجولانه. بازی با سرنوشت مردم كردستان و مذاكره و بند و بست با رژیمهای مركزی از خصوصیات اصلی ناسیونالیسم كرد است. منتها ارتجاعشان علی العموم از این سر نیست. گرچه در چشم یك انسان شریف خود این به اندازه كافی ارتجاعی هست. اما ارتجاع این دوره ناسیونالیسم كرد در تقارن این ورجه ورجه كردنها با اوج گرفتن مبارزه سرنگونی طلبانه مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی است. درباه ناسیونالیسم كردی كه بر علیه جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه نكرده و در فضای علنی كردستان ایران فعالیت می كند، باید جای دیگری بحث كرد. اینجا می‌خواهم تمركز بحث را ببرم بر سر حزب دمكرات كردستان.

حزب دمكرات كردستان ایران تاریخا اصلی ترین نیروی نماینده آمال و امیال ناسیونالیسم كرد در كردستان ایران بوده است. این موضوع امروز در هر دو بخش حزب دمكرات كردستان كه خود را ادامه دهنده حزب دمكرات كردستان ایران دوره قبل از جدائی‌ها، دوره قاضی محمد و عبدالرحمان قاسملو میدانند صادق است. چرا كه اصولا مواضع متفاوتی را در نمایندگی كردن منافع بورژوازی كرد دنبال نمی‌كنند. هر دوی این نیروها عمدتا دنبال مذاكره با جمهوری اسلامی هستند و خواهان بند و بست با هر نیروی هستند كه آنها را بعنوان رئیس پاسگاههای روستاهای اطراف شهرها به رسمیت بشناسد.

اما در كل نه جامعه علی العموم و نه نیروهای چپ از این منظر به این جریان نگاه نكرده است. تا جائی كه هنوز هم اگر شنیده شود این جریان در حال مذاكره و یا صحبتی از مذاكره با جمهوری اسلامی به میان آورده است، همه تعجب می كنند. دلیل اصلی آن هم به خود جامعه كردستان برمیگردد. جامعه كردستان از همان روز اولی كه جمهوری اسلامی بر سر كار آمد، با این رژیم نساخت و خواهان سرنگونی آن بود. هر نیروئی كه چراغ سبزی به این رژیم نشان می داد، در این جامعه انگشت نما می شد. این جامعه از هر نیروئی كه آنجا فعالیت سیاسی میكرد، انتظار داشت كه با جمهوری اسلامی به قصد سرنگونی مبارزه كند. حزب دمكرات كردستان هم اساسا از این سر كه دارد با جمهوری اسلامی مبارزه می كند و تا جائی كه جلو صحنه بود چنین می نمود، بعنوان یك جریان سرنگونی طلب شناخته شده بود و هر بند و بستی را با جمهوری اسلامی را مجبور بود پشت پرده و حتی به دور از چشم و گوش اعضا و كادرهای خود انجام داده و بجلو ببرد؛ گرچه رسما در مصوباتشان خود را یك نیروی مذاكره كننده برای رسیدن به اهدافشان معرفی كرده بودند، اما زیر فشار رادیكالیسم موجود و سرنگونی طلبانه در كردستان، مجبور بودند اینگونه رفتار كنند.

برای خود من گرچه ناسیونالیسم كرد یك نیروی مرتجعی بوده و بخصوص حزب دمكرات كردستان كه در هر موردی در كشمكش بین مالكین و دهقانان، مسئله زن به زن كردن دختران، ضدیت با آزادی زن، مقابله با آته‌ایسم و گرفتن زیر بغل ملا و مفتی روستا و غیره یك نیروی بشدت مرتجعی بوده، اما با این نیرو مثل یك نیروی اپوزیسیون جمهوری اسلامی برخورد كرده‌ام. اما زمانی كه جامعه وارد یك تلاطم انقلابی می شود و صف بندی نیروها معنا و مفهومی بسیار فراتر از دعوا و مرافعه بین مالكین و دهقانان پیدا می كند، اعلام مذاكره با جمهوری اسلامی، كه اتفاقا این بار پشت پرده هم نیست و علنا خواهان مذاكره با جمهوری اسلامی شده اند، این نیرو را رسما در كمپ مقابل مردم قرار می دهد. امروزه بندرت نیروئی را می توان اسم برد كه جمهوری اسلامی را یك نیروی ماندنی بداند. همه تسبیحش را انداخته اند و دارند به فردای بعد از جمهوری اسلامی، كه در محاسباتشان چندان دور هم نیست، فكر می كنند. در این حین و بین نیروئی پیدا شده است كه تا دیروز اتفاقا منتظر حمله آمریكا به ایران بود و می خواست مانند ناسیونالیستهای كردستان عراق زیر بمبهای جورج بوش در كردستان ایران صاحب نان و نوائی بشوند، امروز به داد جمهوری اسلامی رسیده و رسما اعلام كرده است كه مبارزه با جمهوری اسلامی را فعلا راكد گذاشته اند! اهمیت این موضوع به نظر من از این سر نیست كه خالد عزیزی و یا كس دیگری از كمپ ناسیونالیسم كرد اعلام كرده است كه مبارزه با جمهوری اسلامی را تعطیل كرده است. مبارزه شان با جمهوری اسلامی هیچوقت چنگی به دل نزده است. اهمیت آن زمانی عیان می شود كه كل تصویر جامعه ایران را جلوی خود بگیریم. حزب دمكرات با اعلام این موضوع رسما مردم را در كردستان كه جنبش سرنگونی انتظار دارد كردستان هم به این روند بپیوندد، از پیوستن به موج مبارزه سرنگونی طلبانه منع می كند و فراخوان سازش با جمهوری اسلامی داده است. ما دقیقا از ساخت و پاخت بین حزب دمكرات كردستان ایران با برادران خود در كردستان عراق مطلع نیستیم، اما می دانیم كه ناسیونالیستهای كردستان عراق نقش پادوی بین حزب دمكرات كردستان در ایران و دولت جمهوری اسلامی و كنسول آن در كردستان عراق بازی می كنند. هر جریانی كه در سرپا ماندن جمهوری اسلامی دستی داشته باشد، در چشم جامعه شریك جرم است.

 

١٨ ژانویه ٢٠١٠