ژانويه ٢٠١٠

حزب دمکرات کردستان برای مذاکره با جمهوری اسلامی اعلام آمادگی کرد

مصاحبه ایسکرا با محمد آسنگران

بخش دوم

 

خالد عزيزي رهبر حزب دمكرات در يك مصاحبه با هفته نامه "روداوو" به زبان كردی سياستها و مواضعي را مطرح كرده است میتوان گفت متفاوت با برخي از سياستهاي تا كنوني حزب دمكرات است. به بررسي اين مصاحبه با محمد آسنگران ميپردازيم.

در شماره قبلي ايسكرا بخش اول اين مصاحبه چاپ شد اكنون بخش دوم سوالات ايسكرا و پاسخهاي  

محمد آسنگران را ميخوانيد:

 

٬ايسكرا: خالد عزيزي ميگويد مردم كرد حكومتهاي مركزي را به قدرت ننشانده اند كه اكنون بخواهند آنها را سرنگون كنند!؟  آيا اين چرخشي در سياست ناسيوناليسم كرد است؟

 

محمد آسنگران: ببینید احزاب و جریانات ناسیونالیست كرد با همه تنوع حزبی شان یك سیاست جا افتاده  مشترك دارند٬ آن‌هم نان  به نرخ روز خوردن است. این‌ها هم جریانات سرنگونی طلب هستند هم جریاناتی هستند كه به اقتضای زمان سیاستشان را تغییر میدهند و همراه و هم جهت دولتهای دیكتاتور وسركوبگر میشوند. تاریخ این جریانات پر است از فرصت طلبی و كله ملق زدن در سیاست و اتخاذ تاكتيك. دلیلش هم تنها نادانی آن‌ها نیست٬ بلكه ماهیت این جریانات این چنین است. ضرب‌المثلی كه میگوید " نیش عقرب نه از ره كین است بلكه زاتش چنین است"٬ مصداق حال این جریانات است. اگر به تاریخ جنگ و آشتی ملا مصطفی بارزانی و جلال طالبانی با صدام حسین نگاه كنید و یا به سیاستهای متناقض قاسملو و قاضی محمد در مورد مناسباتشان با رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی نظری بیافكنید و يا هم اكنون سياستهاي جنگ و آشتي پ.ك.ك. با تركيه را نگاه كنيد٬ همین تصویر را میگیرید كه اكنون حزب دمكرات از خود میدهد.

بنابر این چنین استدلالی كه خالد عزیز مطرح میكند و مدعی است كه مردم كردستان ديروزاین رژیمها را سر كار نیاورده اند كه امروز شعار سرنگونی آن‌ها را بدهند و آن‌ها را ساقط كنند٬ اساساً یك فرهنگ روستایی و عقب‌مانده را بیان میكند تا یك سیاست فكر شده حتی بورژوایی٬ زیرا در دنیای واقعی و در تاریخ بشر همه جریانات و مردمی كه سرنگونی طلب بوده و هستند اساساً جریانات و اقشار و طبقاتی هستند كه خود آن‌ها حكومتها را سركار نیاورده اند. این استدلال رهبر حزب دمكرات ممكن است برای یك كدخدا و یا ملای روستا قانع كننده باشد اما برای مردمی كه از زندگی تحت حاكمیت دیكتاتورها ناراضی و معترض هستند این نوع استدلا به جوك شبیه است تا سیاست.

 

ايسكرا: ايشان از تعادل قوا حرف ميزند ولي تعادل قواي مردم با حكومت را نمي بيند و اصلا فاكتور مبارزات مردم درايران را نمي بيند آيا اين از فرط ناسيوناليست بودن است و يا تحليل غلط از اوضاع؟

 

محمد آسنگران: به بنظر میرسد این نوع استدلال بیشتر از سرگردانی و حاشیه‌ای بودن این جریان سرچشمه گرفته است نه از تحلیل غلط و یا حتی از فرط ناسیونالیست بودن٬ اما از این مهمتر چنین سیاست و تحلیلی برای سیگنال فرستادن به اصلاح طلبان حكومتی بیان می‌شود كه مرتب اعتراضات رادیكال و سرنگونی طلبانه مردم را با خشونت طلبی معنی میكنند و مدعی هستند كه در شرایط فعلی باید رفرم در جمهوری اسلامی را دنبال كنند و نه سرنگوني آنرا٬ خالد عزيزي هم دارد ميگويد همراه و هماهنگ با جريانات اصلاح طلب حكومتي به دنبال جمهوري اسلامي اصلاح شده است.

 .

ايسكرا : تا چه حد اين سياست تحت تاثير سياستها و فعاليتهاي پ.ك.ك در تركيه است؟ تا چه حد به اوضاع در ايران برميگردد؟

 

محمد آسنگران: فكر نكنم این سیاستها تحت تأثیر موقعیت پ.ك.ك. اتخاذ شده باشد زیرا خود پ.ك.ك در موقعیت سرگردانی بسر میبرد و دستاوردی نداشته است كه حزب دمكرات بخواهد از آن متأثر

باشد. اما اوضاع سیاسی ایران در جهتی پیش می‌رود كه همه جریانات بورژوایی را به تكاپو انداخته است. به نظر میرسد كه همه جریانات اسلامی و ناسیونالیستی به نوعی به دست و پا افتاده اند كه در مقابل رادیكالیسم سیاسی جنبش توده‌ای در ایران بایستند و آنرا مهار كنند. این كاری است كه حزب دمكرات كردستان هم در دستور خود گذاشته است. اما سرگردانی و بی افقی این جریانات قومی در ایران یك دلیل دیگری هم دارد و آن اینكه در چند سال گذشته هر سیاستی را اتخاذ كرده اند با شكست  مواجه شده اند. فلسفه وجودیشان هم با زندگی و خواست اكثریت مردم تحت ستم در تناقض است. بنابر این اكنون كه مردم عزم جزم كرده اند كه از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند و دورنمای رشد جریانات چپ و كمونیست بیش از همیشه عیان شده است همه جریانات راست را نگران كرده است و سیاست آن‌ها متأثر از این موقعیت پیش آمده است.

 

ايسكرا: در اين مصاحبه عزیزی گفته است اگر لازم باشد حاضر است اسم حزبش را هم عوض كند ٬ يعني همان كاري كه پ.ك.ك در تركيه انجام داده است. آيا اين سياست ميتواند اين جريانات را از بن بست نجات دهد؟

 

محمد آسنگران: ظاهراً این رهبر تازه به دوران رسیده حزب دمكرات برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی و حفظ كلیت یا اصلاح شده آن حاضر به قبول هر خفت و خواری هست. اما تجربه تا كنوني و منطق سیاست در ایران اینرا بارها ثابت كرده است كه اینها باز هم سرشان به سنگ میخورد و ضعیفتر و حاشیه‌ای تر خواهند شد. در ضمن كاري كه پ.ك.ك در تركيه انجام داد عاقبت چندان خوبي نداشت كه اكنون حزب دمكرات بخواهد آنرا پي بگيرد.

 

ايسكرا: در اين مصاحبه در مورد رابطه با امريكا و نشست بامقاماتي از امريكا صحبت شده و عزيزي ميگويد آنها كمتر به قوميت و فدراليسم و ... توجه دارند و از حق شهروندي حرف ميزنند و.... آيا سياست امريكا عوض شده است؟

 

محمد آسنگران: به قول خود عزیزی آمریكا به دنبال منافع خودش است. قبلاً و در دوران بوش این‌ها با سر به طرف سیاستهای بوش در منطقه رفتند٬ شكست سیاست بوش هم در آمریكا و هم در منطقه سر‌خوردگی عمیقی برای همه این جریانات به دنبال داشت. اكنون كه اوباما به نوع دیگری سیاست منطقه ای و جهانی آمریكا را پيش ميبرد٬ این‌ها امیدی به بحران سازی در مرزها ندارند اما برایشان افتخار است كه با یك مقام دست چندم آمریكایی نشست و برخواست داشته باشند. آنچه در این مصاحبه و در كل سیاستهای جریانات ناسیونالیستی مشاهده نمیشود این است كه مردم چه میخواهند و مطالبات مردم چیست. بنابر این مردم راه خود را می‌روند و این جریانات هم راه دیگری كه در تعارض و تقابل با هم هستند.اتفاقا اكنون موقعیتی پیش آمده است كه جریانات چپ و كمونیست ضمن تاكید بر حقانیت سیاست خود برای رهایی جامعه از تبعیض و نابرابری٬ مردم را از ماهیت این جریانات بورژوایی و ارتجاعی بیش از پيش آگاه كنند  و بيربطي اين جريانات به منافع مردم را نشان بدهند. در همين مورد كه شما گفتيد خالد عزيزي انتظار دارد كه آمريكا فدراليسم را به آنها هديه بدهد. او هنوز متوجه نيست كه موقعيت آمريكا از خيلي وقت پيش متحول شده و ديگر آن نيرويي نيست كه بتواند در جهان سياستش را به رقبايش ديكته كند. و در پرتو آن جرياناتي از نوع حزب دمكرات را با قول و قرارهاي خود خوشنود كند.

 

ايسكرا: موضوع دیگر ملاقات رهبر حزب دمكرات كردستان  با اهودباراك است كه ايشان ميگويد در كنگره حزب كارگر در انگليس٬ اتفاق افتاده است٬ اين موضوع را شما چگونه ارزيابي ميكنيد.

و جالب سوال كننده نشریه هفتگی روداو است كه از عزیزی میپرسد به كردها و معضل كرد در اين ملاقاتها چه ميرسد؟

 

این رهبر حزب دمكرات كردستان به عنوان یك اتفاق مهم ملاقات خود و وزیر امور خارجه اسرائیل راتوضیح میدهد و از این طریق  به اسرائیل نشان میدهد كه حزب دمكرات آماده هر نوع همكاری با این دولت است. این در حالی است كه تا كنون حزب دمكرات و رهبران قبلیش چنان وانمود میكردند كه خود را در كنار جنبش فلسطین میدانند. این را هم یك تغییر سیاست حزب دمكرات باید قلمداد كرد. زیرا اسرائیل به عنوان یك دولت نژادپرست و سركوبگر به دلیل نقض حقوق مردم فلسطین مورد اعتراض همه جریانات مترقی جهانی است. اما این حزب با آب و تاب خاصی سلام و علیك خود با یك مقام این دولت را برای مصاحبه كننده تعریف میكند و آرزو میكند كه اسرائیل آن‌ها را دوست خود قلمداد كند.

اما ذوق زدگي خبرنگار نشريه روداو هم  از آنجا سرچشمه ميگيرد كه اينها هر تحولي در دنيا را بر اين مبنا ارزيابي و بررسي ميكنند كه ديگران چه چيزي ممكن است به "كرد" بدهند. كلمه كرد هم مترادف است با احزاب ناسيوناليست كرد.

  

    ايسكرا: عزیز اخیراً به دلیل این سیاستهایی كه بیان كرده است مورد اعتراض تعدادی قرار گرفته و افرادی از حزبش هم در نقد او اعتراض خود را بیان كرده اند٬ او ناچار شده است مواضع كتبی و اعلام شده خود را توجیه كند. آیا این عقب نشینی او باید به حساب آید یا كم دقتی در بیان سیاستهای حزب دمكرات كردستان؟

 

محمد آسنگران: خالد عزیزی در مصاحبه دوم با تلویزیون خودشان تلاش كرده است اعتراضات به سیاستهایش را غیر مستقیم جواب بدهد اما چون نمیتواند مستقیم به آن‌ها بپردازد و استدلالی برای جواب ندارد به توجیه گفته‌های خود پرداخته است مثلاً گفته است شعار سرنگونی جمهوری اسلامی را از سیاست خود حذف نكرده اند بلكه آنرا راكد گذاشته اند. این عذر از گناه بدتر است. به قول یكی از اعضای حزبشان یك شعار را یا قبول دارند و تبلیغ میكنند و بر آن مبنا سیاست گذاری میكنند یا اینكه آنرا حذف و سیاست دیگری را اتخاذ میكنند. راكد گذاشتن یك شعار صیغه‌ای من در آوردی خالد عزيزي است كه برای توجیه سیاستی غیر قابل دفاع خود بیان كرده است. او در مورد جواب تحقير آميز جمهوری اسلامی گفته است كه جواب سركنسولگری جمهوری اسلامی در اربیل عراق نشان میدهد كه آن‌ها هنوز مسأله كرد را جدی نمیگیرند و جوابی برای آن ندارند. انگار از جمهوری اسلامی باید انتظار دیگری داشت. كه البته عزیزی با انتظار دیگری سیاست سازش با جمهوری اسلامی را طرح كرده بود اما با جوابی تحقیر‌آمیز موجه شد.

در پايان بايد عرض كنم كه مردم كردستان در همين مقاطع دشمنان و دوستان خود را بهتر ميشناسند. هنگاميكه جمهوري اسلامي مورد تعرض مردم قرار گرفته و به سراشيب سقوط افتاده است جرياني غير مسئول و مرتجع مثل حزب دمكرات به فكر سازش با قاتلين مردم افتاده است. و نه تنها اين ميگويد شعار سرنگوني اين رژيم جاني كه قاتل بيش از صد هزار نفر از مردم ايران و هزاران نفراز مردم كردستان است را حذف كرده و نميخواهند اين رژيم را سرنگون كنند و از مردم هم ميخواهند كه جمهوري اسلامي را سرنگون نكنند. اين تقابل آشكاري با منافع مردم و مهر تاييدي بر جنايات اين رژيم در تمام طول عمرش است.

همه اين سياستها به منظور شكست انقلاب مردم و جلوگيري از سرنگوني جمهوري اسلامي است. اينها را بايد افشا و طرد كرد.   

 

١٣ ژانويه ٢٠١٠