|
قوم
گرايان
داغدار از
مرگ
منتظري
آوات
فرخی
داشتم
سايتهاي
اينترنتي
را نگاه
ميکردم
سري هم به
سايت احزب
دمکرات
کردستان
ايران
شاخه
عبداله
حسن زاده و
مصطفي
هجري زدم .سايت
حزب
عبداله
حسن زاده
بيشتر به
تابلوي
اعلانات
مجالس
ترحيم
شباهت
داشت
تا به
سايت يک
حزب سياسي
و به
هرکدام از
مطالب که
نگاه
ميکردم
آنقدر
بيربط به
مسائل
سياسِي و
رويدادهاي
جامعه
بودند،
علاوه بر
اينکه
توجه من را
جلب نکرد
بلکه حالم
را بهم زد
اما بيانه
اي که در
رابطه با
مرگ
منتظري
روي سايت
بود من را
بر آن داشت
که چند
جمله اي در
رابطه با
آن بنويسم
. قبل از آن
به سايت
مصطفي
هجري هم
نگاهي
انداختم
که دست کمي
از اولي
نداشت و
بيانيه اي
در همين
رابطه و به
همان
مضمون را
ديدم .
محتواي
بيانيه
اين احزاب
قوم پرست و
حاشيه اي
دور از
انتظار
نبود و
آنها به
حدي در
دنياي
عقب
ماندگي
خويش
گرفتار
هستند که
گويا
سالها از
تاريخ
مصرفشان
گذشته است
.
در
بيانيه
هاي مذکور
چنان از
منتظري
تعريف و
تمجيد مي
کنند و او
را متفاوت
قلمداد
کرده اند
که من را
بياد نامه
خير مقدم
اين حزب به
خميني
انداخت. مي
گويند که
مردم رهبر
اعتراضاتشان
را از دست
داده اند .
انگاري که
مردم به
دعوت
منتظري به
خيابان
آمده اند
که رهبر
اعتراضيشان
باشد! او
که بارها
به مردم
گفته بود
که صبور
باشندو به
خانه
هايشان
بروند و از
راه
قانوني
خواسته
هايشان را
بيان کنند
پس چطور شد
که حالا
قهرمان
مبارزات
مردم شده
است؟
از نظر
اين
جريانات
قوم گرا و
عقب مانده
هم گويا
مشکل مردم
فقط خامنه
اي است و
با آخوندي
از نوع
منتظري
هيچ مشکلي
ندارند و
همه
مبارزاتشان
بخاطر اين
بوده که
آخوندي از
نوع او در
جايگاه
خامنه اي
باشد !
واقعاً
که اين
احزاب عقب
مانده و
حاشيه اي
با بيانات
و موضع
گيري
هايشان ،
علاوه بر
اينکه مي
خواهند
مبارزه
آزاديخواهانه
مردم را
زير سوال
ببرند
آشکارا به
شعور
سياسي
مردم
توهين مي
کنند . در
توهمات
خود
بعنوان
رهبر ”کردها“
وبراي دست
يابي به
ژاندارمي
بر چند
روستا و
کلانتري،
خواب به
قدرت
رسيدن
جريانات
ناسيوناليست
کردستان
عراق را مي
بينند و
همچنان
اين آرزو
آنقدر روي
دلشان
سنگيني
کرده است
که هر
خزعبلاتي
را بر زبان
جاري مي
کنند. بي
افقي و
سردرگمي
اين احزاب
و خيالهاي
خامشان و
مهمتر از
همه به چپ
چرخيدن
خواست و
اميال
مردم
کردستان
باعث شده
است
همانند يک
توپ
فوتبال به
اين طرف و
آن طرف پرت
شوند تا
جاييکه
امروز در
ميان مردم
کردستان
به نان به
نرخ روز
خور شهرت
يافته اند
.آنها
هميشه
نشان داده
اند که
تمام
تقلاهايشان
نه براي حل
معضل مردم
کردستان
بلکه براي
شريک شدن
در قدرت
است. در
شرايطي که
مردم در
سراسر
کشور
دارند
حکومت سي
سال جنايت
را جارو مي
کنند،
حاضرند با
يک حکومت
در حال
سقوط هم
بسازند.
احزاب
دمکرات و
ديگر
جريانات
ناسيونالِست
کرد در هيچ
دوراني
نماينده
خواست و
مطالبات
مردم
کردستان
نبوده اند
بلکه به
دنبال اين
بوده و
هستند که
خود را به
نان و
نوايي
برسانند .
مردم
کردستان
در کنار
همه مردم
ايران
خواهان
به زير
کشيدن و
سرنگوني
حکومت
جنايتکار
اسلامي
هستند و
نيز کل دم
و دستگاه
اين حکومت
را با
آخوند
معترض و
خنده به لب
و رفرميست
و کت و
شلواري از
نوع موسوي
اش را به
زير
خواهند
کشيد.
مردم
کردستان
هنوز
فراموش
نکرده اند
که منتظري
در حمله
وحشيانه
حکومت
اسلامي به
کردستان
در 28 مرداد 58
و کشتار
مردم دست
راست
خميني بود
و در طول
سالها
سرکوب و
کشتار
مردم و
سرکوب
زنان و به
اجبار و
سرکوب
حجاب بر سر
کردن و
فرستادنشان
به کنج
خانه ها و...
بعنوان
جانشين
خميني
برگزيده
شده بود
اعتراض او
به حکومت
تنها و
تنها
بخاطر
نگرانيش
از ضربه
خوردن
اسلام و بي
اعتقادي
مردم به
اسلام بود
تا بلکه
بتواند
طول عمر
حکومت
اسلامي را
افزايش
دهد و در
نامه ها و
بيانيه
هاي خود از
اين
نگراني به
وضوح سخن
گفته بود .
مردمي
که نه
تنهااسلام
و دين و
آخوند و
مناسک و
مراسم
مذهبي را
قبول
ندارند
بلکه
ازآنها
براي جوک و
لطيفه هاي
سرگرم
کننده و
خنده دار
استفاده
مي کنند و
جايگاه
آخوندهايي
مانند
منتظري را
بايد در
لطيفه هاي
مردم
جستجو کرد
و ديديم که
چگونه در
روز عاشوا
از روزهاي
مقدس و
مذهبي
رژيم ،
سران
حکومت را
به ترس و
وحشت
انداختند
و شادي خود
از مرگ
مذهب را
نشان
دادند که
حتي
بسياري از
رسانه ها و
مطبوعات
در نقاط
مختلف
دنيا
ابراز
کردند که
حکومت
ديني در
ايران
ديگر
شانسي
ندارد.
مردم
چنان
مبارزاتشان
را با قدرت
پيش مي
برند که هر
گونه
تقلايي
براي جلو
گيري از
پايان عمر
حکومت
سياه
اسلامي
ديگر بي
فايده است.
مردم نشان
داده
اندکه
تنها در
خيابان و
از طريق
مبارزه و
سرنگوني
اين حکومت
است که مي
توانندبه
خواستهاي
انساني
خود برسند
و اگر
احزابي
مانند حزب
دمکرات
کردستان (هر
دو شاخه)
بخاطر
منافع خود
نمي
خواهند
قبول کنند
و هنوز به
اين باور
نرسيده
اند نشان
از عقب
ماندگي و
بي ربط
بودنشان
به
مبارزات
مردم است و
بس.
2
ژانويه 2010
|