ژوئن ٢٠٠٩

 

اعتراف به فساد وجنايت و سکوت  رهبر  جنايتکاران!

محمدامين کمانگر

غول عظيم به خيابابنها پا گذاشته است . کارگران و دانشجويان و جواناني که امروز به خيابانها پا گذاشته اند نيروي  عظيم  و انقلابي اي  هستند که در آينده  نه چندان دور اين رژيم و اين سيستم پادگاني را در هم خواهند  کوبيد  . اين نيروي  وسيع انساني  مدت هاست  که در کمين است  و در پي چنين حرکاتي  و در پي چنين فرصتي است  که علناً به خيابانها کشيده شوند ، تا  اولاً در سطح وسيع همديگر را بشناسند  و رو  در  رو  با دشمنانشان قرار گيرند. ابهامات نسبت به نيروي دشمن در اذهان ريخته شود و بخصوص  در ديدن همراهان خود دل گرم و با اعتماد بنفس  بيشتري در عرصه هاي مختلف در بطن  اين اعتراضات  ظاهر  شوند.  دوماً  اين نيرو به هر دليلي که به خيابانها آمده باشد، به  بهانه دفاع از هر کدام از اين کانديداها  که باشد مي تواند حضور قدرتمند خود را با اعتراضش  به آن چيزي که سد راهش است  و به آن چيزي که مانع زندگي شادش است  و مانع  رشد آگاهي و افکارش   است را نشان دهد. سوماً اکثريت اين نيروي عظيم با همه جناحها و جناح بنديهاي  درون رژيم مخالف هستند و اگر جرقه اي زده شود و تقي به توقي بخورد همين نيروي آماده است  که نه تنها صندوقهاي انتخابات را بر سرشان خراب مي کنند بلکه سرا پاي اين حکومت را به آتش مي کشند و رهبران رژيم اسلامي  دقيقاً از اين مي ترسند .  اين کابوسي است که بيست چهار ساعته گلوي هر دو جناح را بشدت مي فشارد . اين غول که به خيابانها آمده است ديگر ساده به عقب  بر نخواهد گشت

جناح اصولگرا چه در سياست خارجي و چه در سياست داخلي رژيم اسلامي را منزوي کرده است  و رژيم اسلامي ايران در جهان از هر لحاظ  تحريم و ايزوله شده است. اقتصاد مملکت افتضاح آوراست "ما به هرکجا مي رويم مردم بما اعتراض مي کنند که اين چه اوضاعي است" (از سخنان آقايان کروبي و موسوي) و جناح رقيب هم روي  اين مسائل انگشت گذاشت.

 آري .اين قدرت  فشار و اعتراض اين مردم  بود  و قدرت جنبش  سرنگوني طلبي  است که در اين شوهاي تلويزيوني رهبران رژيم  را وادار مي کنند  تا هر دو جناح در مقابل هم قرار گيرند و خود انگشت روي اين مسائل بگذارند تا به زبان خود به دزديها و کثافت کاريها و جنايتها يشان عليه مردم  در طول سي سال حاکميت سياه اعتراف کنند.(  مثل اسپهاي گاري که به سرابالايي مي رسند همديگر را گاز مي گيرند.)تا به زبان خود بگويند  پرونده هارا بيرون بکشند و مدارک رو کنند که نظام اسلامي ايران يکي از فاسد ترين  و جنايتکار ترين حکومتها ي جهان معاصر است  اين  اقرار خودِ بالاترين رهبران اين حکومت است. اين آقايان نه در زندان هستند و نه در  زير شکنجه  قرار گرفتند  امّا  تلاش و فشار مردم آنها را وادار به اين اعتراف  کرد . جناب رهبر بعنوان سر دسته  اوباشان و دزد و فاسد  و جنايتکاران، فعلاً سکوت کرده است و دارد چرتکه  مي اندازد ، که چکار کند چگونه نظامش را  با اين افتضاحاتي که به بارآورده است حفظ کند. آيا مي شود در حضور هفتاد ميليون ايراني اين کثافتکاري را پينه کرد يا نه ؟ در هر صورت روند اين اوضاع و اين گند کاري  که مقامات رژيم و نظام جمهوري اسلامي ببار آورده و هم اکنون در مناظرات بين باندهاي اسلامي  انعکاس يافته   به احتمال زياد  از دست رهبر هم  در برود  وتعرض مردم  به اين  بساط جنايت دزدي و رشوه خواري  واقعاً شروع شود و تمام معادلات  توسط اين سيل بنيان کن  بهم ريخته شود. بنظر من آقاي خامنه اي  دو راه بيشتر در پيش ندارد.   فشار اين شرايط  وادارش مي کند هر چند نا راضي در اين چند روزه  باقي مانده  بايد جلسه ها بگيرد و نصيحت بعضي از اطرافيان هر دو جناح  را گوش کند و مجبور شود مهره اصلي او  جناب احمدي نژاد بدست خود رهبر سوخته و کنار گذاشته  شود و با تذکراتي   فداي بقاي  نظام گردد. و اين مهره سوخته شده حد اقل در اين شرايط بايد زبانش را گاز بگيرد و گر نه آينده بسيار بدي در انتظار خود و باندش کمين کرده  است ( چون  محمود آقا تهديد کرده است  که اگر مجبور شوم نگفته ها راخواهم گفت!؟  و نا چاراً  جناب رهبر براي حفظ نظام به موسوي  که در ميان کانديدادها  شانس بيشتري دارد آويزان خواهد شد. اين يکي از راههاي جناب خامنه اي  است

   راه دوّم :  اين است که  جناب رهبر  ،  شديد ترين اختلافها  را با ريسک زياد بجان بخرد و به نيروي مسلحش مانند سپاه پاسداران و بسيج  و لباس شخصي ها  هم چنين به قوه قضايه اش آماده باش بدهد و براي  دوري  ديگر  جناب احمدي نژاد را از صندوق مارگيريش  بيرون  بياورد  تا براي چهار سال ديگر بر مسند قدرت قرار گيرد . در عين حال خود آقاي خامنه اي بخوبي ميداند که  چه از نظر داخلي و چه از نظر  خارج  و بين المللي   اين حکومت  نا لايق ترين  حکومت  دوران سي ساله رژيم اسلامي ايران مي باشد و چند صباحي  هم دوام نخواهد آورد. و مجبور مي شود جام زهر را بنوشد. چون رهبران اين رژيم آخرين ميخ هاي تابوت حکومت را کوبيدند.

  راه سوم راه سرنگوني است   اوضاع ايران قبل  و بعد از انتخابات  اساساً قابل مقايسه نيست. نيروي سرنگون طلبي قدمها جلو آمده  است و بسيار شفاف مدعي بزير کشيدن اين نظام است.  اين است که اين غولي که از شيشه بيرون آمده  در هر دو صورت  چه اصولگرايان  و چه اصلاح طلبان  حاکميت را بدست بگيرند به درون شيشه باز نخواهد گشت .   و  بدون دستاورد نمي توان فرمان عقب نشيني به او صادر کرد و در اين شرايط  آنکه پيروز شده است وآنکه پيروز مي شود مردم است  با کوچکترين دست آورد  خاک ريز تعرض را خواهند ساخت و حکومت اسلامي را بزير  خواهد کشيد  . هيچ برگ برنده اي در دست حکومت نمانده است و از هر لحاظ خلع سلاح شده است. هم اکنون اين نيروي مردم هم چنانکه در بالا اشاره کردم  دارند اين کار را مي کنند.

٨ ژوئن ٢٠٠٩