|
مصاحبه
با محمد
آسنگران
در مورد
انتخابات
تاريخ
حكومت
اسلامى
افتخارى
براى
كانديداهاى
اين رژيم
هم محسوب
نميشود
ايسکرا:
اختلاف
در ميان
جناحهاي
جمهوري
اسلامي
شديدا
بالا
گرفته است
و علنا
دست به
افشاي
يکديگر
ميزنند. چه
زمينه هاي
سياسي و
اجتماعي
باعث
بروز بي
سابقه اين
کشمکشها
شده است ؟
محمد
آسنگران :
جمهوري
اسلامي
سالها است
با بحران
مشروعيت
دست به
گريبان
است. اين
رژيم به
قول منصور
حكمت وصله
ناجوري بر
جامعه
ايران
بوده و اين
وصله
ناجور
اكنون به
يك عفونت
غير قابل
تحمل
بر پيكر
جامعه
تبديل شده
است. مردم
عزم جزم
كرده اند
تكليف اين
حكومت را
روشن كنند.
جنبشهاي
اعتراضي و
در راس
آنها جنبش
كارگري
كمونيستي
اكنون به
موقعيت
منحصر به
فردي
رسيده است.
حتي
اختلافات
جناحها و
باندهاي
حكومتي هم
هر گاه
تشديد
ميشود
همديگر را
به اين
متهم
ميكنند كه
زمينه را
براي قدرت
گيري
ماركسيستها
فراهم
ميكند.
اخيرا هم
شاهد اين
اتفاقات
هستيم.
جمهوري
اسلامي با
همه
باندهايش
۳۰ سال است
اين جامعه
را گرسنه
نگه داشته
و تلاش
ميكند
مردم را از
دايره
تمدن و
پيشرفت
جهان
امروز دور
نگه
دارد. اما
در دنياي
امروز
نميتوان
جامعه را
در
قرنطينه
فرهنگ و
قوانين
۱۴۰۰ سال
قبل و در
چهار چوب
فرهنگ
اسلامي و
آخوندي
نگهداشت .
امكانات
تكنولوژيك
و اينترنت
و ماهواره
امروز در
ايران نيز
فضايي را
در جامعه
ايجاد
كرده
كه هر
شهروند
ايراني
خود را و
توقعاتش
را با
استانداردهاي
بالاي
جهاني
مقايسه
ميكند. نقش
سانسور و
خفه كردن
جامعه با
رشد
تكنولوژي
و امكانات
رسانه اي
عملا خنثي
شده و
حاكمان
نميتوانند
مردم را در
بي خبري
نگهدارند.
در دوران
اوايل
انقلاب
سال ۵۷ و
در دوران
شاه اين
ممكن بود و
به همين
دليل نقش
راديوي بي.بي.سي
در شكل
دادن به
فضاي تك
صدايي و
حكومت
اسلامي و
ايجاد نقش
اصلي براي
خميني
برجسته
بود.
امروز
اين فضا از
بنياد
تغيير
كرده است.
دوران
رسانه هاي
تك صدايي
تمام شده
است.
امكانات
سانسور
حكومتها
محدود شده
است.
دسترسي به
اخبار و
اطلاعات
غير
حكومتي از
اينترنت و
ماهواره
براي بخش
قابل
توجهي از
جامعه
مهيا شده
است. نقش
رسانه هاي
غير
حكومتي
بويژه نقش
رسانه هاي
چپ در
جامعه و
آموزش و
آشنايي
مردم و نسل
جوان با
ايده هاي
ديگر و
افكار و
راه حلهاي
انساني و
برابري
طلبانه
قابل
مقايسه با
گذشته
نيست.
براي درك
تاثيرات
اين
تغييرات
در جامعه
كافي است
كه نشريات
چند صد
نسخه اي
جريانات
چپ و
اپوزيسيون
دوران شاه
و اوايل
انقلاب
ايران را
با رسانه
هاي
ميليوني
امروز
اپوزيسيون
و بويژه چپ
مقايسه
كنيد.
اكنون چپ
ترين
جريان
كمونيستي
يعني حزب
كمونيست
كارگري
ايران
۲۴ ساعته
از طريق
تلويزيون
با
ميليونها
مردم حرف
ميزند.
مهندسي
افكار
رسانه هاي
رسمي و
دولتي در
دوران
گذشته
بدون رقيب
بودند. آن
دوره بجز
صداهاي
مجاز و
دولتي
مردم
صداي
ديگري را
نميشنيدند.
از
امكانات و
تحولات و
حقوق
شهروندي
كشورهاي
غربي
كمترين
اخبار به
ايران
ميرسيد.
علاوه بر
اين در
ضديت با
فرهنگ
غربي يك
فرهنگ
اسلامي و
سنتي قوي
ميداندار
شده بود و
كل
اپوزيسيون
چپ و راست
آن دوره در
داخل آن
فرهنگ و در
چهار چوب
آن به شاه
و
ديكتاتوري
شاه معترض
بودند.
اكنون
فرهنگ
مدرن غربي
معتبر شده
است.
جريانات
چپ و بويژه
حزب ما كه
يك جريان
اساسا
غربي و با
فرهنگ
مدرن غرب
پا به
ميدان
گذاشته
است معتبر
شده است.
فضا آن
چنان عليه
فرهنگ
سنتي و
اسلامي
قدرتمند
است كه حتي
آخوندها
هم براي
اعتبار
خود ديگر
جرات
نميكنند
عليه
فرهنگ
غربي ظاهر
شوند. اين
تحولات
تنها گوشه
اي از
تغييرات
بنيادي در
جامعه
ايران است
كه فضا را
بر حاكمان
رژيم
اسلامي و
باندهاي
آن تنگ
كرده است.
فرهنگ
اسلامي
اكنون بي
اعتبار
ترين
فرهنگي
است كه
مردم
معتقد به
مذهب هم
نميخواهند
با آن
تداعي
شوند. همين
تحولات كل
رژيم
اسلامي را
در مقابل
خواست
تغيير اين
اوضاع
قرار داده
است.
باندهاي
حكومتي
اگر
همديگر را
افشا و
متهم
ميكنند به
اين دليل
است كه
افتخاري
در عمر
جمهوري
اسلامي
يافت
نميشود كه
يكي خود را
صاحب آن
بداند. همه
باندها
دارند از
تاريخ و
جنايات
بيشمار
اين رژيم
از خود
تبري
ميجويند.
اكنون نه
جنگ ۸ ساله
نه انقلاب
فرهنگي و
نه دوران
سازندگي و
نه دوران
اصلاحات
رژيم
هيچكدام
اعتباري
ندارند و
كانديداهاي
رژيم هم با
آن تحولات
و تاريخ
نميخواهند
تداعي
شوند.
احمدي
نژاد خود
را مخالف
كل دوران
جمهوري
اسلامي
منهاي
چهار سال
اخيرش
معرفي
ميكند.
زيرا
افتخاري
در آن ۲۶
سال قبلي
وجود
ندارد و
همه آن
دوران را
به چپاول و
قهر
حكومتيان
عليه مردم
معرفي
ميكند.
جناحهاي
مقابل هم
خود را
صاحب آن ۲۶
سال
نميكنند و
اين چهار
سال اخير
را هم مايه
ننگ
ميدانند.
در اين
پروسه٬
افشاگري
اين
باندها از
همديگر
اجتناب
ناپذير
شده است.
زيرا مردم
دل خوشي به
هيچكدام
از اين
دورانها
ندارند.
اينها
زمينه
هايي است
كه به قول
آيت الله
لنكراني
مناظره
كانديدا
ها را به
محاكمه كل
حكومت
اسلامي
تبديل
كرده است.
ايسکرا:
از صندوق
درآمدن هر
کدام از
کانديداها،
باتوجه به
شدت
اختلافات
اوضاع را
براي کل
جمهوري
اسلامي
خرابتر
خواهد کرد
. در تقابل
با چنين
وضعيتي
چقدرکودتاي
نظامي به
سرکردگي
احمدي
نژاد و به
بهانه حفظ
نظام
را امکان
پذير
ميدانيد؟
آسنگران:
امكان
كودتا به
نظر من
ضعيف است.
زيرا
باندهاي
حكومتي هر
كدام دارو
دسته
نظامي و
شبهه
نظامي
خودشان را
دارند. در
ضمن اگر
كسي قرار
باشد
كودتا كند
خامنه اي
بايد
دستور
آنرا صادر
كند كه اين
به معناي
متلاشي
شدن كل
حكومت است.
اما
همينكه
اين سوال
مطرح
ميشود
نشان از
درهم
ريختگي كل
اين حكومت
است. در
عين حال
هيچكدام
از اين
باندهاي
حكومتي
نميخواهند
به نظام
ورژيم
اسلامي
خدشه اي
وارد شود.
هر كدام
دارند
لياقت خود
را براي
اداره
رژيم
اسلامي را
به رخ باند
مقابل
ميكشند.
زيرا
ميدانند
فقط با
وجود اين
رژيم
ميتوانند
به چپاول
ميلياردي
دست بزنند.
باندهاي
حكومتي
ميدانند
در چه چهار
چوبي با هم
رقابت
كنند.
اما آنچه
مردم بايد
بدانند و
به آن توجه
كنند اين
است كه
جنبش
سرنگوني
طلبي از
اين فضاي
شير تو شير
كنوني
چگونه راه
خود را در
مقابل همه
اين
باندها
باز كند و
به پيروزي
هاي
بيشتري
دست يابد.
همينكه
فشار از
پايين به
اين حكومت
باعث شده
است همه
باندهاي
آن به جان
همديگر
بيفتند و
از رسانه
هاي
خودشان
جنايات و
دزديهايشان
را افشا
كنند
ميداني را
باز كرده
است كه
مردم
ميتوانند
كل اين
دارو دسته
قاتل و دزد
را مورد
تعرض قرار
دهند. اگر
تا ديروز
فقط
اپوزيسيون
اين
دزديها و
جنايتها
را افشا
ميكرد و
دسترسي به
مدارك
محرمانه
اين حكومت
مشكل بود
اكنون
ميبينيد
كه خودشان
عليه
همديگر و
براي
تصاحب
ميلياردهاي
بعدي از
پول و
امكانات
اين جامعه
بخشي از
اين اسناد
را عليه
همديگرافشا
كرده اند.
بنابر اين
اعتباري
براي
هيچكدام
از
جناحهاي
رژيم حتي
در ميان
طرفدارانش
باقي
نمانده
است. اين
افشا
گريها كه
كل حكومت و
تاريخ ۳۰
ساله آنرا
نشانه
گرفته است
در همان
چهار چوب
حكومت
اسلامي و
قوانين
قرآني هم
افتخاري
براي
حاميانش
باقي
نگذاشته
است.
كل آن
چيزي كه تا
كنون همه
آنها به آن
مفتخر
بودند
اكنون در
زير سايه
رقابتهاي
جناحي
خودشان به
تازيانه
گرفته شده
و به قول
معروف
حكومتشان
دارد
فرزندان
خود را
ميبلعد.
اين مقطع
از
انتخابات
رژيم
اسلامي در
تاريخ اين
رژيم بي
سابقه و
منحصر به
فرد است.
اين حكومت
از درون
پوك شده و
بوسيله
كادرهاي
رهبري
همين
حكومت
دستگاه
اسلامي
و كل
حكومت ۳۰
ساله آنها
به محاكمه
كشيده شده
است. هيچ
نقطه
اتكايي در
اين تاريخ
براي آنها
باقي
نمانده
است كه
مورد تعرض
خودشان
قرار
نگرفته
باشد. اين
فضا كار
اپوزيسيون
حكومت و
بويژه چپ
آن جامعه
را آسان
كرده است.
به همين
دليل
نبايد
منتظر اين
شد كه براي
اين اوضاع
و
برگرداندن
فضا به
دوران قبل٬
اين
باندهاي
حكومتي
چكار
ميكنند. ما
بايد تعرض
كنيم.
دوران
تعرض به
حكومت
اسلامي
فرا رسيده
است. هيچ
حكومتي
بدون
اينكه به
تاريخ و
دستاوردهاي
خودش
افتخار
كند
نميتواند
پا بر جا
بماند.
اكنون
باندهاي
حكومتي
عليه
همديگر
چيزي از
تاريخ اين
رژيم را
باقي
نگذاشته
اند كه به
آن افتخار
كنند.
برگرداندن
فضا به قبل
از
انتخابات
هم غير
ممكن است.
شکاف عميق
در سيستم
حکومتي
رژيم ، کل
نظام را
زير ضرب
گرفته است.
ايسکرا:
آيا
دخالت
احتمالي
خامنه اي
براي شکل
دادن به يک
ائتلاف
ميتواند
راه حلي
براي برون
رفتن رژيم
از بحران
سياسي
کنوني
باشد؟
آسنگران:
به نظر من
اين ممكن
نيست. زير
خود خامنه
اي در يك
طرف اين
نزاع
ايستاده
است. دوران
وحدت كلمه
خميني با
مرگ خميني
به گور
سپرده شد.
اگر تعرض
به خامنه
اي هنوز
شكل
آشكاري
مثل تعرض
به احمدي
نژاد رابه
خود
نگرفته
است به اين
دليل است
كه اين
اتفاق اگر
بيفتد يك
روزه كل
رژيم
اسلامي
كله پا
ميشود.
مردم
ميريزند
سرشان و
بساتشان
را جمع
ميكنند.
جمهوري
اسلامي با
باز كردن
فضاي
انتخابات
خواست
مردم را به
پاي
صندوقهاي
راي
بكشاند.
اما
اتفاقي كه
افتاد
كنترل را
از دستشان
در آورد.
نتوانستند
مثل
دورانهاي
قبل اين
رقابتهاي
جناحي را
كنترل شده
هدايت
كنند. زيرا
رقابت
براي
تصاحب
ميلياردها
دلار از
اموال
مردم چنان
جدي و جذاب
شده است
هيچكدام
از
باندهاي
حكومتي
حاضر به
كوتاه
آمدن و دست
برداشتن
از اين
خوان يغما
نيستند.
اين
اختلافات
جناحي
رژيم
اسلامي
مثل
بحرانهاي
ادواري
سرمايه
داري هر
بار
عميقتر و
گسترده تر
خود را
عيان
ميكند. اين
بار اوضاع
دارد به
نقطه جوش
نزديك
ميشود.
احمدي
نژاد كل
تاريخ
دولتهاي
قبل از خود
را زير
سوال برده
و بقيه اين
چهار سال
آخر را هم
به آن
اضافه
كرده اند.
اين يعني
ناتواني
حكومتيان
براي
حكومت
كردن بر
مردم و
نپذيرفتن
حكومت از
جانب مردم
. بقول
لنين
هنگامي كه
"اسبها در
سربالايي
همديگر را
گاز
ميگيرند"
به اين
معني است
كه امكان
ادامه
حكومتشان
مشكلتر از
مشكل شده
است. در پس
اين
افشاگريها
و آشكار
شدن جنايت
و دزديها٬
حكومت بيش
از هميشه
ضعيف و
مردم
احساس
قدرت و
توان
بيشتري
ميكنند.
تنها راه
حل واقعي و
به نفع
مردم اين
است كه
مردم به
حزب
كمونيست
كارگري
متوصل
شوند و
بساط كل
اين دزدان
و قاتلان
را در هم
بپيچند.
٨
ژوئن ٢٠٠٩
|