ژوئن ٢٠٠٩

 

در حاشيه انتخابات جمهوري اسلامي ايران

حكومت اسلامي بايد برود!

محمد آسنگران

 

مدتي است كه با شدت گرفتن رقابت جناحها و باندهاي رژيم اسلامي با همديگر بر سر مقام رياست جمهوري، رسانه هاي عمومي از بي.بي.سي. گرفته تا دويچه وله و صداي آمريكا و ديگر رسانه هاي فارسي زبان خارج كشور متعلق به دولتها و جناحهاي راست، تا رسانه هاي غير فارسي زبان همگي در يك كارناوال مشترك به نفع بقا و دوام رژيم اسلامي وارد ميدان شده اند. گويي در ايران، تنها راه نجات مردم، كمك به سر پا ماندن فاشيست ترين حكومت است. گوبلزهاي ايران بعنوان راه نجات جامعه، به دنيا معرفي ميشوند و "اصلاح طلبان و دمكراتها "و رسانه هاي نان به نرخ روزخوري مانند دويچه ويله و بي.بي.سي و... پشت سر اين جانيان به خط شده و با وقاحت تمام از كساني دفاع ميكنند، كه هنوز آثار خون هزاران اعدامي بر دستهايشان هويدا است.

 

در اين مهندسي افكار، همگي ادعا ميكنند كه اين انتخابات با انتخاباتهاي قبلي متفاوت است. همگي مدعي هستند كه شركت كنندگان در انتخابات كذايي رژيم، بيشتر از دوره هاي قبلي خواهند بود، همگي "اميدواري ايجاد ميكنند" كه اگر احمدي نژاد نباشد قطار "اصلاحات" رژيم به راه خواهد افتاد و.... يكي از تفاوتهاي مهم با دوره هاي قبل را اينطور توضيح ميدهند: بخشي از "تحريميان قبلي تجديد نظر كرده و در اين انتخابات شركت ميكنند".

 

كساني هم در دل اين بازار شرلاتانيسم مطبوعاتي نوشته اند:"آزموده را دوباره بايد آزمود" اين اصطلاح را از ضرب المثل معروف  "آزموده را آزمودن خطاست" گرفته و تيتر مقالاتشان كرده اند.

 

انگار يك بار ديگر دارند تمرينات دوران "جامعه مدني خاتمي" را تكرار ميكنند. آن هنگام ناطق نوري شيطان و محمد خاتمي فرشته نجات شده بود. در يك بازي هدايت شده و در دل يك رقابت واقعي جناحي، خاتمي سر از صندوقهاي راي در آورد. آن هنگام هم ظاهر قضيه اين بود كه خامنه اي و جناحش در انتخابات شكست خوردند. اما واقعيت آن شد كه ديديم عمر جمهوري اسلامي را طولاني تر كردند. در نتيجه آن بازار مكاره "اصلاح طلب، اقتدارگرا"، عمر رژيم اسلامي طولانيتر شد و قربانيان بيشتري از مردم گرفت.

در ايران تحت حاكميت جمهوري اسلامي، سياست باندهاي حكومتي و جريانات حاشيه حكومت، چنان به كثافت آغشته شده كه فقط يك قلم افشاگريهايشان عليه همديگر براي ساقط كردن يك دولت و رژيم كافي است. اما با اين حال كساني از ميان " اپوزيسيون" ناسيوناليست و قومپرست همانند حزب مشروطه و حزب دمكرات كردستان پيدا ميشوند كه به دفاع جانانه تري از اين يا آن جناح و دارودسته حكومتي بپردازند و اسم اينرا دفاع از حقوق مردم و بازي در ميدان سياست نام مي نهند.

 

اما اينبار اپوزيسيون پرورژيمي و جريانات حاشيه حكومت در شرايط سياسي كاملا متفاوتي به اين بازي كثيف وارد شده اند. تكرار كارناوال قبلي با شكل و شمايل ديگري در جريان است. شوي انتخاباتي كه رژيم اسلامي به جامعه تحميل كرده است منفعتش براي حاكمان معلوم است. ادامه همين 30 سال گذشته هدف آنها است. اما مدافعين بي جيره و مواجب و هميشه تحقير شده اپوزيسيون پرو رژيم كه اين بار تعدادي از ناسيوناليستهاي عظمت طلب و قومپرستان و شكست خوردگان ميدان سياست آنها را همراهي ميكنند، بي آبروتر از هميشه خواهند شد و افتضاح اينبار آنها قابل روتوش كردن نيست. آنها در ميداني كه حكومت اسلامي باز كرده رهبران باندهايي از رژيم اسلامي را در آغوش گرفته و تانگو مي رقصند.

 

اين سياست همراهي با رژيم اسلامي و آغشته به عشق و نفرت نسبت به رهبران اين رژيم در نهايت به دوام و بقا رژيم اسلامي كمك ميكند. همه چيز براي بقا و دوام نظام و همه چيز در خدمت ميلياردها دلار پول است كه به جيب جنابان سرازير شود و در اين ميان اپوزيسيون هميشه خادم رژيم همچون اكثريت و حزب توده اين بار بهمراهي تعدادي ديگري كه قبلا در صف اپوزيسيون سرنگوني طلب بودند، به هول و ولع افتاده و براي موسوي و كروبي فرش قرمز پهن ميكنند.

 

واقعيت اين است كه اختلاف جناحها و باندهاي رژيم اسلامي شديد و جدي است. اختلاف بر سر اينكه كدام يك و كدام جناح صاحب ميلياردها دلار از اموال مردم بشود، جدي است. هم اكنون طبق آمار و ارقامي كه باندهاي مختلف حكومت عليه هم افشاگري كرده اند هر كدام از آنها ارقام دزديهايشان در ابعاد ميليارد است. يكي ميگويد دولت خاتمي در سال 83 چند ميليارد دلار فروش نفت را به خزانه مركزي نريخته و معلوم نيست كجا مصرف شده است. آن يكي ميگويد احمدي نژاد چند صد ميليارد را به حساب نريخته و از خزانه مركزي بدون مجوز پول بالا كشيده است.

تعداد و آمار اين پولهاي دزيده شده آن چنان زياد است كه هركدام از آنها براي  روشن كردن منظور خود فقط به ارقام محدودي اشاره ميكنند. در حاليكه آقاي محصولي وزير كشور كه تنها يكي از اين دارو دسته است در طول چند سال از 1367 به بعد توانسته است 167 ميليارد را صاحب بشود، ابعاد اين دزديها را تا حدودي روشن ميكند. زيرا آيت الله ها و آقازاده هاي كله گنده ديگر رژيم هنوز با اين دقت افشا نشده اند.

واقعيت اين است كه افشاگري هر دو جناح عليه همديگر نه تنها واقعي بلكه فقط مشت به عنوان نمونه خروار است كه بيان ميشود. تمام  حقايق را هيچ كدام از آنها حاضر نيستند بيان كنند. اما با اين حال همين حد از افشاگريها هم فقط يك قلمش كافي است كه ناباوران بدانند در راس هرم رژيم اسلامي چه اتفاقاتي افتاده است.

هر دو جناح درست ميگويند. آيت الله هاي ميلياردر و آقازاده هاي ميلياردر و نوكيسه ها و فرماندهان نيروهاي نظامي همگي از اين خوان يغما بهره برده اند. واقعيت اين است كه جنگ اين باندهاي حكومتي نه بر سر حقوق مردم و حقوق "اقليتها و قوميتها" و اسلام خوب و بد كه بر سر تصاحب اين ميلياردها دلار است.

بنا بر اين جنگ جناحها واقعي و جدي است. اما استراتژيستهاي رژيم اسلامي تلاش ميكنند اين جنگ را براي گرم كردن فضاي انتخاباتي هدايت شده و كنترل شده پيش ببرند. ممكن است اينجا و آنجا كساني پا را از گليم خود هم درازتر كنند اما در چهار چوب يك اقدام هماهنگ شده اين موارد قابل چشم پوشي براي رژيم اسلامي است. هميشه به دو دليل قابل درك تب اختلافات و افشاگريها در مقاطع خاصي از جمله "انتخابات" تشديد ميشوند. يكي بر سر تصاحب ميلياردها دلاري است كه خودشان بخشي از اين ارقام را افشا كرده اند و ديگر اينكه با اين تاكتيك شركت مردم در پاي صندوقهاي راي را بيشتر كنند. با اين تاكتيك تا كنون توانسته اند اپوزيسيون راست و بورژوايي سرگردان و مستاصل را نيز به پاي صندوقها كشيده و از قبل بي كفايتي جريانات راست و تحقير شده باز هم حكومت جنايت اسلامي دوام و  بقا يافته است.

 

هدف همه باندهاي رژيم اسلامي كشاندن مردمي به پاي صندوقهاي راي و مشروعيت دادن به حاكميت سياه اين رژيم است. مردمي كه در طول سه دهه همه اينها را تجربه كرده و با فقر و فلاكت و بدبختي و اعدام و سنگسار دست و پنجه نرم كرده و خواهان رفتن اين حكومت هستند هيچ توهمي به هيچكدام از اين دارو دسته ندارند.

اما يك فاكتور اصلي و خارج از اين قاعده بازي جناحها، و جريانات دنباله رو آنها، همه اين حسابگريها را مختل كرده است. دخالت جنبشهاي اعتراضي براي شكل دادن به فضاي جامعه و جهت سياسي حركت جامعه براي خلاص شدن از دست همه باندهاي اسلامي يك واقعيت داده شده و غير قابل انكار جامعه ايران است. با گذشت سي سال از  عمر يكي از فاشيستي ترين حكومتها، مردم جانشان از دست اين حكومت به لب رسيده و در عين حال دوره هشت ساله خاتمي را نيز تجربه كرده و ديده اند كه اصلاحات حكومتي در عمل به چه معناست. مردم در دوران هشت ساله خاتمي عملا تجربه كردند، كه بين خاتمي و رفسنجاني و احمدي نژاد تفاوتي نيست. در دوره خاتمي هم اعدامها و سنگسارها ادامه داشت و در دوران خاتمي نيز فقر و بدبختي و فلاكت بر مردم تحميل ميشد و همگان ديدند كه هر دو جناح رژيم براي ماندن حكومت و حفظ نظام تقلا ميكنند و هدفشان امروز نيز بازسازي بنايي است كه در حال ويران شدن است.

همين مردم در حال مبارزه با حكومت اسلامي هستند و در سنگرهاي مختلفي عليه حكومت مبارزه ميكنند. جنبش كارگري، جنبش خلاصي فرهنگي جوانان و دانشجويان و جنبش مدافع حقوق زن، همه و همه در يك مبارزه دائمي با حكومت اسلامي هستند و همين جنبش ها امروز گفتمان ديگري را به جلادان تحميل كرده اند. تم و موضوعات مطرح شده در جريان انتخاباتها هميشه تابعي از قدرت اين جنبشها بوده است كه جناحهايي از رژيم سعي ميكنند خود را با آن تداعي كنند. اگر در دوره " جنبش اصلاحات" شعار"جامعه مدني" و شعار "ايران براي همه ايرانيان" مد شد سطح و توقع آن دوره جنبشهاي اعتراضي را نشان ميداد. امروز مخالفت با مجازات اعدام كودكان و طرح حقوق زنان و نيش زدن به جايگاه جريانات اسلامي تروريستي همانند حماس و حزب الله نزد سران رژيم اسلامي و اهميت مسايل رفاهي و آزاديهاي سياسي و... سطح ديگري از جنبشهاي اعتراضي را نشان ميدهد.

 

اما با اين حال تا كنون هيچ كدام از كانديداها حاضر نشده اند كه اسمي از جايگاه و مطالبات جنبش كارگري ايران داشته باشند. زيرا ميدانند اين جنبش خطر زا و در ميدان حاضر است و نميتوانند همانند جنبشهاي ديگر آنرا به عنوان يكي از موضوعات انتخاباتي خود مورد استفاده قرار دهند.

اينجا بايد اضافه كنم، اگر معضلي و مانعي در ايران عمل ميكند كه هنوز رژيم اسلامي سرنگون نشده و بر سر قدرت به عمر خود ادامه ميدهد، اين است كه مردم هنوز انتخاب اجتماعي خود را براي جايگزيني اين حكومت قطعيت نبخشيده اند. ادامه عمر رژيم اسلامي نه نتيجه توهم مردم به اين حكومت و نه توهم مردم به احزاب و جريانات راست هميشه مدافع اسلام و حكومت اسلامي و بقاي استثمار و نابرابري در جامعه است. بلكه مانع اصلي اين است كه مردم هنوز حزب و جرياني را براي جايگزيني حكومت اسلامي انتخاب نكرده اند. يك جريان كه عزم جزم مردم براي جارو كردن حكومت اسلامي را رهبري و هدايت كند. مردم بدون اينكه بدانند چه جرياني را به جاي رژيم اسلامي به قدرت ميرسانند جنگ آخر خود را با اين حكومت آغاز نميكنند.

اكثريت مردم به اين جانوران درنده توهمي ندارند. همه اينها را بايد در قفس كرد و جامعه را از گزند آنها دور نگهداشت. تنها راه رهايي مردم ايران و جهان خلاص شدن از دست اسلام سياسي و جمهوري اسلامي به عنوان ستون فقرات آن است. هر كس و هر جرياني كه بخواهد با اهلي كردن اين جانوران درنده مردم را به پاي صندوقهاي راي و مشروعيت دادن به اين رژيم بكشاند در جنايت اين رژيم خود را شريك كرده است. نبايد در اين حكم هيچ شك داشت اگر از ابتدا جرياناتي مثل مجاهدين خلق و توده اي اكثريتيها نبودند، كه مستقيم و غير مستقيم از رژيم اسلامي دفاع كردند و با سياستهايشان به تثبيت آن كمك كردند،  رژيم اسلامي نميتوانست اين مسير را طي كند.

اگر امروز هم جريانات پرو رژيمي و طرفداران اصلاحات از درون رژيم نبودند اين رژيم نميتوانست با اين قدرت عليه مردم جنايت كند. مردم بايد اين حقيقت را چراغ راه خود كنند كه نجات مردم ايران و نجات جامعه بشري از اين هيولاي اسلامي تنها  با رهبري جرياني ممكن است كه هيچ وقت توهمي به اين رژيم و جناحهاي دروني آن نداشته است.

 

به شهادت سي سال عمر رژيم اسلامي تنها جرياني كه بدون اما و اگر خواهان رفتن كليت اين رژيم بوده و از حقوق كامل انسان دفاع كرده است كمونيستها بوده اند. جامعه سوسياليستي تنها آلترناتيوي است كه ميتواند مردم ايران و جهان را از اين گرد باد اسلام سياسي و استثمار وحشيانه اي كه به جامعه تحميل كرده اند نجات بدهد. حزب كمونيست كارگري ايران در راس كل چپ ايران و به عنوان تنها حزبي كه اين لياقت و توانايي را از خود نشان داده است ميتواند مورد انتخاب مردم باشد. اين حزب عزم جزم كرده است كه با سرنگوني جمهوري اسلامي جامعه اي آزاد و مرفه و برابر در ايران برپا كند. طبقه كارگر و مردم آزاديخواه ايران و جهان بايد اين امكان را عملي كنند و تلاش كنند براي نجات جامعه بشري از وجود اسلام سياسي و تروريسم اسلامي، براي نجات از فقر و نابرابري در ايران به قدرت گيري اين حزب كمك كنند. مردم به جاي انتخاب اين يا آن جناح رژيم اسلامي بايد حزب خودشان را انتخاب كنند و براي هميشه از چنگ رژيم اسلامي سرمايه داران نجات پيدا كنند. 

در اين انتخابات كذايي يكبار ديگر همگان مي بينند كه بايد بخش اول موضوع يعني نفرت مردم از رژيم و خواست سرنگوني اين رژيم، به بخش دوم پاسخ ، يعني انتخاب اجتماعي يك حزب و جريان قدرتمند و آمدن يك حكومت جايگزين تكميل شود تا معماي سياست در ايران حل شود. ما بايد هر دو بخش اين موضوع را يكجا به مردم بگوييم. نه به حكومت اسلامي، آري به آزادي و برابري و آري به حكومت مدافع حقوق انسان، آري به حزب كمونيست كارگري ايران. اين پاسخ سياست در ايران است.

2 ژوئن 2009