دو سئوال از ناصر اصغري در باره كمپين انحلال طلبي بر عليه "اتحاديه آزاد كارگران ايران"

 

 

ايسكرا: اخيرا "اتحاديه آزاد كارگران ايران" بار ديگر مورد حمله قرار گرفته است. اما نه از جانب شلاق زنان حكومت اسلامي بلكه از جانب مظفر محمدي، اسد گلچيني و سياوش دانشور. اين دوستان در كمپ اپوزيسيون قرار دارند، اما از يك موضع انحلال طلبانه نهادي را كه دولت بسياري از اعضايش را از كار اخراج كرده، تعدادي را دستگير، زندان، شكنجه و شلاق زده، مورد حمله قرار داده اند. اين را چگونه مي شود توضيح داد؟

 

ناصر اصغري: وقتي خودم را با اين سئوال روبرو ديدم رفتم مطالب اين دوستان را مرور كنم كه ببينم چه گفته اند. من قبلا در همين نشريه ايسكرا (شماره هاي ٣٦٧ و ٣٦٩) جواب چنين كمپيني را داده ام. خوانندگان شما را به آن نوشته ها رجوع مي دهم. فشار ما به اعتراضاتي در صفوف خودشان دامن زد. اما از همه اينها گذشته، اينها گلاديوتورهاي شكست خورده اي هستند كه قبلا در جاهاي ديگري نيز و اتفاقا در همدستي با سنديكاليستها بر عليه كارگران و تشكلهاي كارگري شمشير زده اند. همدستي برهان ديوارگر از اعضاي  دفتر سياسي حزب كورش مدرسي را با عليرضا ثقفي و كاظم فرج الهي بر عليه كميته پيگيري و هم آوائي آذر ماجدي با طرفداران مصطفي معين در هيأت مؤسس سنديكاهاي كارگري بر عليه اعتصاب كارگران شركت واحد را به ياد اين دوستان مي آورم! بحث ابدا اين نيست كه چرا اين دوستان با يك تشكل كارگري بحث كرده اند. ما هم قبلا با محافل اين دست جدل كرده ايم. در نشريه "كارگر كمونيست" شماره ۵٧ موضع "اتحاديه ..." را در باره مجمع عمومي نقد كرديم و راه نشان داديم. در شماره هاي مختلف نشريات "كارگر كمونيست" و "انترناسيونال" با دوستان "كميته پيگيري ..." بحث كرده، نقدشان كرديم و موضعگيري درست را پيشنهاد كرديم. با دوستان "كميته هماهنگي" بحث كرديم و گفتيم كه نظرات ضدكارگري محسن حكيمي را طرد كنند. همه اين بحثها موجودند. بحث اين ٣ نفري را كه شما از آنها اسم برديد، اين است كه اين تشكل كارگري درش را ببندد و فعالين آن بروند مثل ايشان خانه نشين بشوند. اين تمام فلسفه شكست طلبي اين دوستان است. بعدا به بحث سياوش دانشور مي پردازدم؛ اما ظاهر بحث مظفر محمدي و اسد گلچيني این است كه "اتحاديه ..." يك تشكل توده اي كارگران نيست! سئوال اين است كه اگر فعالين متشكل در "اتحاديه ..." عمدا سراغ درست كردن تشكل توده اي كارگران نرفته اند، بحث منتقدين مشروع است. اگر فعالين متشكل در "اتحاديه ..." تلاش براي تشكل توده اي را قبول ندارند و در مقابل آن ايستاده اند، بحث مظفر محمدي و اسد گلچيني درست است. اگر تشكلي در ايران امروز نتوانسته است پا بگيرد، مشكل را بايد در جاي ديگري جست. طبقه كارگر و جنبش كارگري در ايران متشكل نيست. همين حدي را هم كه مي بينيم، يعني از تلاشهائي چون "اتحاديه ..."، "كميته پيگيري ..."، "كميته هماهنگي ..."، "شوراي هماهنگي ..."، "هيأت مؤسس سنديكاها ..." و غيره بايد استقبال كرد. اين محافل محافلي نيستند كه سر راه تشكل پذيري كارگران قرار گرفته باشند. اين بحثي نيست كه ما امروز كرده ايم. بحث پايه اي منصور حكمت است كه ظاهرا هنوز اين دوستان علنا رد نكرده اند.

 

ايسكرا: يكي از اين نوشته ها "اتحاديه ... " را در كنار "خانه كارگر" قرار داده است! يا مثلا گفته است كه اينها تقاضا كرده اند از خانه كارگريها و غيره. اين موضعگيري شاهكارانه از چه چيزي ناشي مي شود؟

 

ناصر اصغري: نوشته سياوش دانشور يك كاريكاتور به تمام معناست. از اينكه مورد تمسخر كورش مدرسي و دوستانش قرار گرفته اند و دائم دارد دستشان مي اندازد باعث اين نمي شود كه دست در انبان آنها نكند. او نوشته هاي مظفر محمدي و اسد گلچيني را copy & paste كرده كه ما قبلا مفصل جوابش را داده‌ايم. از اين گذشته متد او يك متد مجاهديني است. از نظر او هر كس در ايران است و ادبياتش مثل سياوش دانشور نيست، مزدور جمهوري اسلامي است! از اينكه "اتحاديه ..." "براي خواست مشروعشان و لغو احكام شنيع هيچ اعتراضي در اينروزها سازمان نداده." "حتي در متن اعتراض مردم عليه شاهرودي براي اينكار تلاش نكرده." شروع مي كند و ايراد مي گيرد كه چرا "اتحاديه ..." به شاهرودي گفته است "آيت الله شاهرودي" و يا "جناب آيت الله شاهرودي" و در ادامه آن را كنار سايت "دسترنج" خانه كارگري گذاشته، به آنها شيوه هاي "توده ايستي" نسبت مي دهد و شوراهاي اسلامي و توده اي كشف مي كند!. اگر اين كاريكاتور نيست پس چيست!؟ من صميمانه  خواندن اين انشاء كاريكاتور را به خوانندگان شما توصيه ميكنم تا خودشان شاهد يك نمونه از صحنه چيدن براي احساس تنفر باشند. مثلا قرار است به موضعگيري "اتحاديه ..." بپردازد، اما شروع كرده از نقل قول آوردن از سايت دسترنج و حمله كردن به "اتحاديه ..."!

سياوش دانشور اگر جائي خوانده كه اعضاي "اتحاديه ..." با محجوب نشستي داشته اند و يا اينكه همكاري اي بين آنها ديده است لطفا به ما هم معرفي كند. شائبه پراكني نكند. اين عمل زشت است. همانقدر زشت است كه ايرج آذرين و رضا مقدم ميگويند فلان فعال كارگري از آمريكا و مركز همبستگي پول مي گيرد. اين كار را نكنيد؛ زشت است.

سياوش دانشور قرار نبود برود در باره مسائل كارگري و انحلال محافل كارگري نظر بدهد، پروژه متحد كردن را داشتند! اين پروژه كه فعلا با سد محكم واقعيات روبرو شده است. بهتر است بجاي اظهار نظر در باره مسائل كارگري هم فعلا بروند شكلات تنفر از حزب كمونيست كارگري را سق بزنند.

ـــــــــــــــــ

متوجه شدم كه سليمان چاپاري از اعضاي "اتحاديه ..." جوابيه اي به انشاء سياوش دانشور داده است كه آن را هم ضميمه اين نوشته مي كنم. اميداورم كه امكان درج آن در نشريه ايكسرا باشد.

***

حزب اتحاد و افترا زني بر عليه مبارزات کارگران در ايران (يکي از اعضاي اتحاديه آزاد کارگران ايران)

سليمان چاپاري از اعضاي اتحاديه آزاد کارگران ايران  

اخيرا هيئت داير حزبي به نام اتحاد کمونيسم کارگري اقدام به طرح مباحثي در باره اتحاديه آزاد کارگران ايران کرده است که بيانگر غرض ورزي کور پرسشگر و پاسخ دهنده آن بر عليه مبارزات کارگران در ايران و بويژه اتحاديه آزاد کارگران ايران است.

در اين بحث هيئت داير اين حزب ابتدا نکات دروغيني را بر عليه اتحاديه آزاد کارگران ايران پشت سر هم رديف کرده است و سپس با تردستي اين افتراها را وسيله  نقد خود بر عليه اين اتحاديه قرار داده و در نهايت اين اتحاديه را از الطاف کريمانه خود محروم نساخته و آنرا همطراز خانه کارگر قرار داده است.

مهم ترين نکاتي که هيئت داير حزب اتحاد آنها را در بحث خود بر شمرده و سپس بر اساس اين نکات دروغين، رياکارانه دست به نقد سياستهاي اتحاديه آزاد کارگران ايران زده است عينا به شرح زير است که من با توضيحي مختصر و ارائه مستنداتي از اتحاديه آزاد کارگران ايران، قضاوت را در اينمورد بر عهده خوانندگان گرامي مي گذارم. 

۱- بخشي از سول اول هيئت داير حزب اتحاد:

اعضاي اتحاديه آزاد کارگران ايران در سنندج طي اقدامي از پيش کوشيدند تا با شاهرودي ملاقات کنند و خواست آزادي شيث اماني و لغو احکام شلاق و زندان کارگران توسط نماينده خود را از شاهرودي طلب کنند. در پس اين ملاقات اعلام شد که احکام زندان و شلاق کارگران سازمانده مراسم اول ماه مه لغو خواهد شد و… 

پاسخ سياوش دانشور در اينمورد چنين است:

اتحاديه آزاد کارگران اما براى خواست مشروعشان و لغو اين احکام شنيع هيچ اعتراضى در اينروزهاى معين سازمان ندادند. حتى در متن اعتراض مردم عليه شاهرودى براى اينکار تلاش نکردند. بلکه قبلتر از طريق نهادهاى ديگرى رسما دنبال گرفتن ملاقات با شاهرودى بودند و ……..”

در افشاي اين دروغ ننگين که در ادامه سوال و پاسخهاي سياوش دانشور، لابي گري اعضاي اين اتحاديه با قدرت حاکم از آن نتيجه ميشود و اين اتحاديه را جناب دانشور در کنار خانه کارگر قرار ميدهد، همين بس که اعضاي اتحاديه آزاد کارگران ايران در مسجدي که شاهرودي سخنراني ميکرد حضوري بسيار پر رنگ داشتند و تلاش جانانه آنان در آنجا در تداوم مبارزات بي امان  اين اتحاديه براي لغو احکام کارگران سنندج، نهايتا منجر به دادن وقت ملاقات براي آقاي صديق کريمي شد. لازم به ذکر است بدليل شناخته شدن  اعضاي اتحاديه در سنندج، از ورود آنان به مسجد محل سخنراني شاهرودي ممانعت جدي بعمل آمد که با تلاش و اعتراض اعضاي اتحاديه، آنان موفق به ورود به مسجد شدند و  در حضور جمعيت  با داد و فرياد، اعتراض خود را به احکام دادگاه تجديد نظر اعلام کردند. اين اعتراض و فرياد اعضاي اتحاديه در مسجد چنان برجسته بود که ناچار به دادن وقت ملاقات به آنان شدند. همچنين بايد اضافه کنم که به هر کسي وقت ملاقات با شاهرودي ميدادند کارتي را نيز  در اختيارش مي گذاشتند که اين کارت را به اعضاي اتحاديه نداده بودند. در روز ملاقات با استناد به نداشتن کارت ملاقات در دست صديق کريمي،  مامورين حاضر در محل تلاش کردند تا از ملاقات صديق کريمي با شاهرودي جلوگيري کنند  که باز هم با اعتراض اعضاي اتحاديه اين ملاقات انجام گرفت.

با توجه به اينکه معمولا در اينگونه ملاقاتهاي محلي شاهرودي اقدام به لغو احکام و يا تخفيف در آنها ميکند(به دليل اعتراضات قبلي محکومين و اعتراضاتي که در محل و در حضور وي صورت ميگيرد) تلاش براي ملاقات با شاهرودي از سوي قشرهاي مختلف مردم در واقع تلاش و مبارزه اي براي لغو احکام است که اتحاديه آزاد کارگران فرصت را در سنندج براي اينکار مغتنم شمرد و در ادامه تلاشها و مبارزات قبلي خود براي لغو احکام آنرا در دستور کار خود گذاشت و مبارزه خود را در نهايت به ثمر نشاند.

در رابطه با اعتراض مداوم و بي امان اتحاديه آزاد کارگران ايران بر عليه احکام زندان و شلاق و تفسير اين اتحاديه از چگونگي و دلايل لغو احکام، همينجا به آخرين اطلاعيه اتحاديه آزاد کارگران ايران که پس از آزادي آقاي شيث اماني منتشر شد(١)  اکتفا ميکنم  و خوانندگان گرامي را براي آگاهي بيشتر از مبارزات اين اتحاديه حول مسائل مربوط به محکوميت کارگران سنندج، به سايت اين اتحاديه به آدرس www.ettehade.net  ارجاع ميدهم تا افترا زني هاي کينه توزانه اين حزب براي بي اعتبار کردن يک تشکل کارگري نو پا بيش از پيش روشن شود. 
 

۲- اينان براي پر اهميت جلوه دادن افتراي خود به اتحاديه آزاد کارگران ايران مبني بر لابي گري و اعتراض نکردن به احکام از سوي اعضاي اتحاديه در طرح سوال خود در اين زمينه چنين ميگويند:

اين اقدام اتحاديه موجب ارزيابي هاي متفاوتي در سطح جنبش کارگري - کمونيستي شده است.

گل بود به سبزه نيز آراسته شد!!! خوانندگان گرامي خود بيش از هر کس ديگري ميدانند که در سطح جنبش کارگري کمونيستي مباحث افترا آميزي که هيئت داير حزب اتحاد عليه اتحاديه آزاد کارگران ايران مطرح کرده است از سوي هيچ کسي مطرح و منتشر نشده است. اما اين هيئت رياکارانه با عنوان کردن اين نکته  که “گويا اين مسئله در سطح جنبش کارگري کمونيستي مورد ارزيابيهاي متفاوتي قرار گرفته “، تلاش کرده است بر دروغ ننگين خود جامه حقيقت بپوشاند تا از اين طريق قادر شود به خواننده اينگونه القا نمايد که چنين چيزي(لابي گري و عدم اعتراض توسط اتحاديه) حقيقت محض است. 

۳- در ادامه بحث هيئت حزب اتحاد، سياوش دانشور به شيوه هاي حرفه اي تري براي ضربه زدن به اين تشکل نو پا متوسل شده و ظرفيت تخريب گرايانه موجود در خود را بيش از پيش به نمايش گذاشته است.

وي در پاسخ سوال  اول پرسشگر دنياي بهتر پس از نکات فوق و افتراهايي که به اتحاديه زده است، از مسئله طلب عفو و بخشش از سوي خانه کارگر صحبت ميکند و در نقد اين مسئله، صحبت را با تردستي رو به اتحاديه پيش برده و طوري به خواننده القا ميکند که گويا اتحاديه طلب عفو و بخشش کرده است توجه فرمائيد:

….. وقتي شاهرودي حکم آزادي صديق کريمي و شيث اماني و لغو احکام بيدادگاهشان را امضا کرد، از تلاش “ستودني اتحاديه” براي گرفتن ملاقات با شاهرودي با افتخار حرف زدند! برخي ديگر مانند خانه کارگريها و دسترنج از “عفو و بخشش” کارگران حرف زدند. اين سياست چند فرض پذيرفته شده آگاهانه، و درجاهائي خودبخودط پذيرفته شده درخود دارد که تداوم آن به نفع پيشروي کارگران و هر  تشکل مستقل کارگري نيست؛

 اول، تنها کسي که پذيرفته است کارگران “جرمي” مرتکب شدند ميتواند از “عفو و بخشودگي” صحبت کند. اين يک موضع سياسي راست است. تمام کشمکش برسر اول مه در کردستان و ايران اينست که اول مه اجازه نميخواهد، حق مسلم کارگران است که روزشان را جشن بگيرند، بايد از اول مه رفع ممنوعيت شود و سياست جمهوري اسلامي مبني بر جنائي کردن اول مه را کارگران قبول ندارند. اين بطور خلاصه داستان اول مه در تمام اين سالها و کشمکشهاي بعدي آنست. اگر شما قبول کنيد و اعلام کنيد که “عفو و بخشودهشديد، تلويحا “ارتکاب جرم” را پذيرفتيد و سياست بالائي ها را تائيد ميکنيد. پاسخ هر کارگر مبارزي به اين سياستها و احکام شلاق اينست که کارگران جرمي مرتکب نشدند تا حالا بخشوده شوند! قاضي و دادستان و وکيل مدافع و زندانبان و شکنجه گر يکي است. خودش وحشيانه به صف کارگران يورش برده، خودش دستگير و زنداني کرده، خودش حکم شلاق و جريمه صادر و بخشا اجرا کرده، و خودش هم “عفو ملوکانه” ميکند، و لابد ما بايد اين را بپذيريم! کارگران کمونيست و مبارز اين را نميپذيرند.

اما سياوش دانشور در ادامه پس از افاضاتي طولاني ناچار ميشود از سوء استفاده از عدم انتشار گزارشي در باره چگونگي گرفتن ملاقات با شاهرودي از سوي اتحاديه آزاد کارگران که دست وي را براي دروغ پراکني بر عليه اتحاديه باز گذاشته است و نيز سياست القا به خواننده از طريق طرح  “ارزيابي مسئله در سطح جنبش کارگري-کمونيستي و عفو  و بخشش که فوقا به آنها پرداخته شد دست کشيده و در منگنه اي که ويژه همه دروغ گويان است گرفتار آيد. ايشان مي فرمايند:

سوم، سياست رجوع به سران دولتي و نهادهايش اگر منسجم باشد بناچار خط ايجاد و رسميت تشکل توسط يکي از جناحهاي رژيم اسلامي را دنبال خواهد کرد. اين خط توهمي قديمي در طيف راست جنبش کارگري است که عملا يا ميدان را براي خانه کارگر و شوراهاي اسلامي خالي ميکنند و يا همراه با آنها فعاليت موسمي دارند. وقتي تقاضاي ملاقات با شاهرودي را با تقاضا از محجوب براي راه دادن در جلسه کنار هم ميگذاريد، و يا در همين رابطه اقداماتي مبني بر همکاري با “خانه کارگريها” که در برخي شهرها صورت گرفته است را کنار هم قرار ميدهيد، کمابيش اجزاي يک سياست قديمي و راست و آشنا را ميبينيد که با سنت راديکال کارگري و مبارزه مستقل کارگران تفاوت ماهوي دارد.  

وي در اين قسمت علاوه بر مسئله شاهرودي دو مسئله ديگر را نيز طرح ميکند: اول تقاضا از محجوب براي شرکت در جلسه از سوي اتحاديه و دوم اقداماتي در برخي شهرها از سوي اتحاديه آزاد کارگران ايران مبني بر همکاري با خانه کارگر، تا با چيدن آنها در کنار مسئله خود بافته شاهرودي  به فرجام دلخواه خود براي بي اعتبار کردن يک تشکل مستقل کارگري در ايران نائل آيد.

در زمينه تقاضا از محجوب(يا اعتراض) و صحت و سقم آن بيانيه اتحاديه آزاد کارگران ايران در رابطه با مسئله محجوب در يازده ارديبهشت ماه نيز گوياي همه چيز است و توجه خوانندگان گرامي را همينجا به آن جلب ميکنم(٢). اين بيانيه هم اکنون در قسمت آرشيو سايت اتحاديه آزاد کارگران ايران براي همگان قابل دسترس است.

جهت اطلاع بيشتر خوانندگان گرامي  لازم به ذکر است که فعالين اتحاديه آزاد کارگران  ايران به همراه ساير فعالين مستقل بر اساس سنت هر ساله قصد شرکت در مراسم  دولتي اول مه امسال خانه کارگر و بدست گرفتن آنرا داشتند که با عکس العمل خانه کارگريها و کنترل درب ورودي محل توسط آنها و نيروهاي امنيتي مواجه شدند و در ادامه در اين مورد به محجوب معترض شدند. بماند که در آنجا بر خلاف تبليغي که خانه کارگر کرده بود اساسا مراسم اول مه در کار نبود و اتحاديه آزاد کارگران در اينمورد نيز دست به افشا گري زد.

و اما در زمينه اقداماتي در اتحاديه آزاد کارگران ايران براي همکاري با خانه کارگر بايد بگويم که فعالين اين اتحاديه تنها فعالين در جنبش کارگري بودند که به مناسبت تلاش اي ال او براي برگزاري کلاسهاي آموزشي مشترک در ايران که قرار بود با سردمداري خانه کارگر برگزار شود و از اين اتحاديه نيز براي شرکت در آن دعوت بعمل آمده بود عکس العمل نشان دادند و جعفر عظيم زاده ضمن افشاي سياستهاي ضد کارگري خانه کارگر و رويکرد آن  بر بستر شرايط فعلي جنبش کارگري، يدالله خسرو شاهي را هم که به سنديکاي واحد توصيه کرده بود همراه خانه کارگر در اين کلاسهاي آموزشي شرکت کند، مورد انتقاد قرار داد. در رابطه با اين دروغ کثيف سياوش دانشور نيز، هيچ چيز گوياتر از نوشته جعفر عظيم زاده رئيس هيئت مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران نيست و به خوانندگان گرامي توصيه ميکنم تا آنرا نيز که به همراه بقيه مستندات در پايان اين نوشته آمده است، بخوانند(٣) و همانطور که در اول اين مطلب اشاره کردم خود به قضاوت بنشينند. در اين پرسش و پاسخ، هيئت داير حزب اتحاد کارگران نيشکر هفت تپه را نيز از  الطاف کريمانه  خود محروم نکرده است  که در جاي مناسبي به آن نيز خواهم پرداخت.

 موخره:

جناب دانشور و  دوستانش در حزب اتحاد، در تقابل با حزب مادر شان(ح.ک.ک.ا)، زير پايشان را بسيار بيش از آنچه فکر ميکردند خالي ديده اند به همين دليل اين جنابان که از ضربه زدن بر حزب مادر و تکه پاره کردن آن سر خورده و نوميد شده اند اين بار ظرفيت تخريب گرايانه  خود را در ضربه زدن بر تشکلهاي مستقل کارگري در داخل ايران متمرکز کرده اند تا شايد با ايجاد تمايز بين خود و ديگران حرفي براي گفتن پيدا کنند. اما بايد گفت بهاي چنين رويکردي چيزي جز سقوط رقت انگيزتر براي آنان و حزبشان نخواهد بود. اين سقوط شايسته هيچ انساني نيست و من به نوبه خود عميقا بر وضعيت اين دوستان متاسفم.

همچنين من به عنوان يک عضو اتحاديه آزاد کارگران ايران انتشار چنين افتراهايي بر عليه يک تشکل مستقل کارگري را از سوي سايت آزادي بيان بسيار تاسف بار ميدانم و از مسئولين اين سايت ميخواهم تا ابزار چنين افترا زني هايي بر عليه کارگراني نباشند که با خون دل و در طاقت فرساترين شرايط آستين بالا زده و در صف مقدم مبارزه ضد سرمايه داري هست و نيست شان را وقف تامين منافع طبقه خود کرده اند. 

(١) شيث اماني امروز در ميان استقبال پر شور اعضاي اتحاديه آزاد کارگران ايران از زندان آزاد شد

شيث امان