18 تير
ويترين
بسياري از
احزاب و
سازمانها را بهم
ريخت
محمدامين
کمانگر
18تير
يعني شروع
علني و آشکار
جنبشي بود که
زنگ سرنگوني رژيم
اسلامي را
بصدا در آورد. دانشجويان،
جوانان و مردم
آزاديخواه در
مقابل قداره
بندان فاشيست
اسلامي به
خيابانها آمدند
وحکم به زير کشيدن
و دفن کردن
نظام کثيف
اسلامي را با
شعارهاي
آزاديخواهانه
خود اعلام
کردند. مردم
خواستار
آزادي و
برابري شدند.
در همين
راستا
فضاي سياسي جامعه
ايران را دگر
گون کردند. از
آن هنگام تا
امروز جنبش
سرنگوني بسياري
چيزها را پشت
سر گذاشته
است. از روي
لاشه گنديده دوم
خرداد اصلاح
طلبان، از روي
تن نحيف رفراندم
چيهاي
سرگردان گذشت.
مردم
اعلام كردند،
براي بزير
کشيدن رژيم
اسلامي
اصلاحات و
رفراندم نمي
خواهد. با
هيچکدام از
سازشکاريها و
معاملات مخفي و آشکار
جريانات
بورژوايي
درون حکومت
وبيرون حکومت
هيچگونه
باوري ندارند.
بي اعتباري و
ورشکستگي
کامل
آنهارا نشان
دادند و از آن
گذرکردند.
جنبش 18 تير
شروعي دگر و پيامي
دگر داشت.
خواستار سر
نگوني رژم
فاشيستي
اسلامي ايران
و مهرخود را
بر تحولات
سياسي جامعه
کوبيد. اكنون
مرگ برجمهوري
اسلامي شعار
اين جنبش است.
"آزادي،
برابري، آزادي
انديشه با ريش
و پشم نميشه،
آزادي انديشه
هميشه هميشه"
اگر هر
ناظرخارجي
اي و
اگر هر انسان
منصفي اين
شعارها را
نگاه کند مي
بيند که در
رأس نيروي
سرنگوني طلب
جنبش
راديکالي وجود
دارد که به
هيچي غير از
سرنگوني رژيم
اسلامي ايران
ر ضايت نخواهد
داد. اين جنبش
وتريين همه
گروههاي که در
صف اصلاحات و
رفراندم و.... بودند
را برهم زده . هم
اکنون بلند
گوهاي تبليغي
اين حضرات ،
بي بي سي
واسرائيل و
صداي آمريکا
به اين جنبش
عظيم سرنگوني
طلب، به اين نيروي
آزاديخواه
وبرابري طلب
که در صحنه
هاي پرشور
جامعه ايران
هستند ناچارند
اذعان كنند.
آري مدتهاست
که حزب ما
اينرا مي گويد
که فضاي جامعه
ايران به چپ
چرخيده است
وفقط چپ است ،
فقط
کمونيستها
هستند که از
شأن وحرمت
انساني
انسانها
دفاع مي کنند.
آزاديخواهي
وبرابري طلبي
و انسان دوستي
خواست
کمونيست هاست
وفقط
کمونستها
مناديان
ونمايندگان
آن هستند.
دانشجويان
،کارگران و
زحمتکشان
،جوانان وزنانِ
رزمنده ومردم
آزاده ايران !
رژيم
فاشيستي
اسلامي ايران
رفتني است
وبايد برود.
درون اين باند
فساد وجنايت
بهم ريخته تراز آن
است که در
بيرون نشان مي
دهند. فرداي
آرامي براي
اين حکومت
متصور نيست.
جهانيان بخصوص
غربيها هم
فهميده اند که
حکم مردم
ايران بزير
کشيدن و
سرنگوني اين
نظام است . امّا
سوأل اينجاست
آيا با رفتن
رژيم اسلامي
ايران با اين
اوضاع در هم
ريخته جهاني ،
آزادي ، برابري
، رفاه ،
عدالت و
خوشبختي مردم
تضمين مي شود؟
جواب اين سوأل
فقط به
هوشياري شما
مردم، اتحاد
شما وماندن
شما در صحنه
سياسي جامعه
بستگي دارد.
در فرداي
سرنگون کردن
حکومت اسلامي
دو راه در
مقابل جامعه
باز مي شود. چپ
و راست. اول
راهي است که
مردم را در
صحنه سياسي
جامعه ، براي
رسيدن به
وسيعترين
آزاديها
وخواستهاي برحق
مردم نگاه
ميدارد و
تضمين کننده
آرزوها ونيازمنديهاي
جامعه در
حکومتِ خودِ
مردم سازمان
يافته در
شوراهايشان
است.
راه
دوّم
مردم را به
خانه هايشان
مي فرستند ودست
به بند و بست
از بالا مي
زنند. ودر پشت
درهاي بسته
براي مردم
تصميم مي
گيرند وبه نام
دمکراسي
ودمکراسي
طلبي،
رفراندم و... را
مطرح مي کنند مجلس
موئسسان را
پيش ميکشند در
نتيجه سهم ما
کارگران
وزحمتکشان
همين است که
هست؟
راه
اول راه ما
کمونيستهاست .
راه حزب
کمونست کارگري
ايران است که
مدت سي سال
است براي اين راه ودر اين
راه بي وقفه
دارد تلاش ومبارزه
مي کند و
تضمين کننده
حق وحقوق مردم
است. راه دوم راه
گرگاني است که
براي پاره کردن
مردم دارند
چنگ و دندان
نشان ميدهند
وبرنامه مي
ريزند. کدام
يک از اين
دوراه را بايد
تقويت کرد؟
اين سوأل جلو
روي جامعه
ايران قرار گرفته
است. بايد
هرانسان
شرافتمندي به
آن جواب بدهد.
دوره دوره
انتخاب است.
راهي سومي
نيست انتخاب
چپ يا راست در
مقابل ما مردم
ايران قرار گرفته
است.
مردم
آزاديخواه:
در
18 تير امسال
متحدتر و
مقاوم تراز
گذشته به هر شيوه
ممکن که
برايتان
مقدور است سعي
کنيد به خيابانها
بيائيد
واعتراض خود
به اين بربريت
را نشان دهيد
به هر شيوه
ممکن در
اعتراض کنيد و
همديگر را کمک
وياري رسانيد.
حضور خود را
نشان دهيد وبا
شعار زنداني
سياسي آزاد
بايدگردد به
همه جهانيان
بگوئيد که
مخالف کل اين
نظام فاشيستي
واين کانون
فساد هستيد.
حضور وسيع و
قدرتمند شما
در اين روز در
مقابل گله هاي
حزب الله
ونيروي
انتظامي
بيانگر قدرت
صف عظيم انسانيت
است.
زنده
باد انسانيت