نگاهي
به موقعيت
احزاب در
كردستان
ايران و تحولات
پيش رو
مورد:
پژاك و سازمان
زحمتكشان
بخش (۵)
محمد
آسنگران
من
قبلا در مورد
پژاك مفصل
نوشتم و اكنون
بر همگان روشن
شده است كه
پژاك شاخه
كردستان
ايران پ.ك.ك.
است. خود پ.ك.ك
از اوايل دهه
هشتاد ميلادي
به شكل سازمانيافته
و بلاخره
مسلحانه عليه
دولت تركيه وارد
جنگ چريكي شده
است. بعد از
مدتي مقر و كل
رهبري پ.ك.ك. به
سوريه منتقل
شد. تا
هنگاميكه اين حزب
مقرش در سوريه
بود پ.ك.ك.
ميانه خوبي با
دولت حافظ اسد
پدر بشار اسد
داشت. با توجه
به روابط
نزديك سوريه و
جمهوري
اسلامي ايران
امكاناتي در
بخش غربي
ايران به پ.ك.ك.
اختصاص داده
شد.
بنابر
اين
فرماندهان
سپاه
پاسداران
روابط نزديكي
با پ.ك.ك
برقرار كردند.
در شهرهاي غرب
ايران پ.ك.ك.
آزادانه و
بدون ممانعت
رژيم اسلامي
علنا فعاليت ميكرد.
اين سياستي
بود كه جمهوري
اسلامي در مقابل
احزاب
اپوزيسيون در
كردستان
ايران
ميخواست مردم
بجاي نزديك
شدن به آن
احزاب به پ.ك.ك
نزديك شوند. زيرا
از نظر جمهوري
اسلامي پ.ك.ك
يك سازمان تركيه
اي بود و خطر
فوري و خاصي
را متوجه
جمهوري
اسلامي
نميكرد. بعد
از چند سالي
روابط تركيه و
سوريه رو به
بهبود گذاشت و
سوريه رهبري
پ.ك.ك را اخراج
كرد. اواخر
دهه ۹۰
ميلادي بود كه
اوجلان از
سوريه اخراج و
با همكاري
دولتهاي متحد
تركيه اوجلان
دستگير و به زندان
تركيه منتقل
شد. اين
اتفاقات آغاز
دوره اي بود
كه
اسلامگرايان
تركيه از قدرت
بيشتري برخوردار
شدند و رابطه
شان با جمهوري
اسلامي وارد
فاز اعتماد به
همديگر و
همكاري نزديك
شد. جمهوري
اسلامي و
تركيه توافق
كردند كه
اپوزيسيون
همديگر را كمك
نكنند. بعد از
اين تصميمات
جمهوري
اسلامي پ.ك.ك
را وادار كرد
كه از شهرهاي
غرب كشور خارج
شود. پ.ك. ك
ناچار شد
امكانات و افرادش
را به كوههاي
قنديل منتقل
كند. كاري كه
پ.ك.ك در سوريه
ناچار به
انجام آن شده بود
در ايران هم
عقب نشست وبه
مناطق مرزي
ايران، عراق،
تركيه منتقل
شد. از اين
تاريخ به بعد پ.ك.ك
هم از جانب
سوريه و
جمهوري
اسلامي و هم
از جانب احزاب
كرد حاكم بر
كردستان عراق
تحت فشار قرار
گرفت كه به
كوهها و مناطق
مرزي (قنديل،
مناطق حكاري
و... كه معروف به
سه گوش ايران،
تركيه عراق
است نقل مكان
كند.
در
چنين شرايطي
پ.ك.ك بخشي از
نيروهاي خود
را به عنوان
سازماني در
كردستان عراق
و بخشي را به
اسم پژاك در
كردستان
ايران نام
گذاري كرد و آنها
سعي كردند
حضور و وجود
پ.ك.ك را به
جمهوري
اسلامي و
احزاب كرد
تحميل كنند. به
اين ترتيب
پژاك يا همان
شاخه كردستان
ايران پ.ك.ك. به
هدف وادار
كردن جمهوري
اسلامي به قبول
آنها در شهرها
و براي اينكه
جمهوري
اسلامي را
ناچار به
مذاكره كنند و
همان امكانات
قبلي را در
شهرهاي غرب
كشور در
اختيار آنها
قرار دهند به
عمليات نظامي
روي آورد.
پژاك نه چهره
شناخته شده اي
دارد و نه يك
سازمان مستقل
است.
تنها
كسي كه اخيرا
به عنوان رهبر
پژاك معرفي شده
حاجي احمدي
است كه يكي از
كادرهاي
قديمي حزب
دمكرات
كردستان
ايران بوده
است. او بعد از
اينكه از حزب
دمكرات
كردستان
ايران قطع
اميد كرد به
پ.ك.ك نزديك شد
و در چند سال
اخير به عنوان
رهبر پژاك
معرفي شده
است. حاجي
احمدي بيش از ۴۰ سال
است كه در
آلمان زندگي
ميكند.
پژاك
از طريق حاجي
احمدي با
سازمان مخفي
آلمان و در
چند سال اخير
با اسرائيل و
آمريكا هم
نزديكي هايي
داشته است. چند
سال گذشته
كمكهايي از اين
دولتها درخواست
كرده و مدتي
آمريكا قصد
داشت براي فشار
آوردن به
جمهوري
اسلامي آنها
را كمك كند و ملاقاتهاي
در سطح مقامات
نظامي و
امنيتي آمريكا
با پژاك
برقرار شد.
اين روابط تا
حدي پيش رفت
كه آمريكا
امكانات مالي
و نظامي در
اختيار آنها
قرار دهد. اما
دولت تركيه با
فشار به آمريكا
تهديد كرد اگر
آمريكا آنها
را كمك كند
تركيه براي
سركوب پ.ك.ك و
پژاك به خاك
كردستان عراق
حمله ميكند.
دولت آمريكا
هنگاميكه
متوجه شد با اين
سياست يكي از
متحدين
استراتژيك
خود به اسم
تركيه را از
خود دور كرده
طي ملاقاتي با
رهبران دولت
تركيه قول داد
پژاك و پ.ك.ك را
تحت فشار
بگذارد. حملات
اخير تركيه در
سال 2008 به مناطق
مرزي كردستان
عراق در
هماهنگي و
توافق دولت
آمريكا انجام
گرفت و بوش
رسما اعلام كرد
اطلاعات
مربوط به پ.ك.ك
را در اختيار
ارتش تركيه
قرار ميدهد.
اين
تحولات پژاك و
پ.ك.ك را بيش از
پيش تحت فشار
قرار داده و
اين سازمان
چريكي را
ناچار كرده
است همانند
ديگر احزاب
ناسيوناليست
كرد در كردستان،
اكنون به
دنبال راهي
بگردد كه
مقبول آمريكا
واقع شود. شدت
عمليات اينها
عليه جمهوري
اسلامي قرار
است آمريكا را
متقاعد كند و
براي فشار
آوردن به
جمهوري
اسلامي روي
اين نيرو حساب
باز كند. آما
آمريكا
ميداند پ.ك.ك و
پژاك نيروي آينده
داري در
كردستان
ايران نيستند.
به همين دليل
اكنون توجه
بيشتر آمريكا
به احزاب ناسيوناليست
كرد در
كردستان
ايران است.
مصاحبه تلويزيون
صداي آمريكا
با رهبران هر
دو حزب دمكرات
و سازمان
زحمتكشان و
مذاكره آنها
در سليمانيه
با اين احزاب
نشان ميدهد كه
آمريكا نميخواهد
اتكايش در
كردستان به
پژاك باشد. در عين
حال اين روندي
است كه نشان
ميدهد آمريكا
نميخواهد
متحد
استراتژيك
خود يعني
تركيه را برنجاند.
در
عين حال تركيه
با ميانجيگري اسرائيل
و سوريه براي
مذاكره تلاش
كرده است
سياستهاي
آمريكا را در سطح
منطقه تقويت
كند. اين
تحولات بيش از
پيش به سمتي
ميرود كه افق
پژاك و پ.ك.ك را
براي امتياز
گيري و امتياز
دهي كور
ميكند. زيرا
احزاب حاكم در
كردستان عراق
هم، تابع
سياستهاي
آمريكا هستند
و ترجيح ميدهند
روابطشان با
دولت تركيه را
تقويت كنند.
در
چنين شرايطي
اوجلان از
زندان تركيه
اعلام كرد اگر
آمريكا دولت
تركيه را
تقويت و پ.ك.ك
را تحت فشار
قرار ميدهد
پ.ك.ك دوست و
متحد ديگري
براي خود انتخاب
ميكند. در
همين مصاحبه
اوجلان رسما
اعلام كرد كه
پ.ك.ك بايد به
سمت جمهوري
اسلامي برود،
زيرا آمريكا
در مقابل
جهموري
اسلامي و پ.ك.ك
است. البته
واضح است كه
اين تهديد
اوجلان معني
ديگري دارد و
با اين سياست
ميخواهد به
آمريكا بگويد
ميتواند پژاك
را از خود دور
نكند. اگر نه
چنين راهي هم
در مقابل پ.ك.ك.
و پژاك باز
است.
در
عين حال اين
درخواست
اوجلان از
جانب جمهوري
اسلامي جدي گرفته
نشد زيرا در
چنين شرايطي
مناسبات
تركيه و جمهوري
اسلامي دچار
تشنج ميشد. با
اين اوصاف پ.ك.ك
و پژاك راهي و
افقي پيش روي
خود نميبينند.
در حال انتظار
بسر ميبرند و
تلاش ميكنند
در درجه اول
مقبول آمريكا
واقع شوند.
اگر آمريكا
نخواست از
آنها استفاده
كند اوجلان
گفته است كه
شق ديگري پيش
روي آنها است
و همكاري با
جمهوري
اسلامي را در
اين رابطه
مطرح كرده است.
آينده
پ.ك.ك و پژاك:
همچنانكه
قبلا هم نوشته
ام به نظر من
پ.ك.ك و يا پژاك
آينده اي در
كردستان
ايران ندارند.
اگر چه در شرايطي
به علت دوستي
با جمهوري
اسلامي علنا فعاليت
ميكردند و
بخشي از افراد
متمايل به حزب
دمكرات
كردستان
ايران و
افرادي با
گرايش
ناسيوناليستي
را به خود
نزديك كردند،
اما به دليل
نا همخواني
سياستهاي اين
جريان با
جامعه مدرن كنوني
در كردستان
ايران و به
دليل سياست
قومپرستانه و ارتجاعي
و
ماجراجويانه،
اين جريان
نميتواند
جايگاه جديي
در جنبشهاي
اجتماعي و جامعه
كردستان پيدا
كند. زيرا
جامعه
كردستان جامعه
اي چپ است.
احزاب و
سازمانهاي چپ
در كردستان
ايران جايگاه
جديي در
تحولات سياسي
داشته و دارند.
اما
احزاب
ناسيوناليستي
در كردستان
ايران اگر چه
هنوز داراي
يك حزب با
كفايت و
شخصيتهاي
كاريسماتيك
نيستند و
هيجكدام از احزاب
ناسيوناليست
موجود
نتوانسته اند
نقشي همانند
قاسملو و يا
طالباني و
بارزاني را براي
جنبششان ايفا
كنند، اما
شانس آنها به
نسبت پ.ك.ك و
پژاك بيشتر
است. پ.ك.ك و
پژاك ممكن است
افرادي عاصي و
جواناني
بيكار تحت
تاثير افكار
ناسيوناليستي
را براي مدتي
به خود جذب كنند،
اما در جامعه
كردستان
نميتوانند
جايگاه جديي
پيدا كنند.
اين جريان در
نهايت با دولت
تركيه ممكن
است به سازشي
برسد، اما در
كردستان
ايران و عراق
نميتواند
موقعيت يك
جريان جدي در
جنبش
ناسيوناليستي
پيدا كند.
واضح
است كه تحولات
و تعادل قواي
فعلي در منطقه
هيچكدام
از راههاي پيش
روي اين جريان
را تقويت
نميكند.
پ.ك.ك و پژاك
فعلا
نميتوانند از
اين تنگنا
نجات يابند.
بنابر اين
آنها تلاش
ميكنند با حد
اقل
امتيازاتي با
دولت تركيه به
توافق برسند.
اما تركيه تا
كنون اين
تمايل پ.ك.ك را
جدي نگرفته
است و ارتش
تركيه براي
سركوب پ.ك.ك
همچنان مصمم
است. در هر حال
اين جريان
فعلا سرگردان
و در حال
انتظار بسر
ميبرد، تعادل
قواي منطقه اي
و تحولات
سياسي اين
منطقه تعيين ميكند
كه پژاك و پ.ك.ك
با كدام طرف
وارد معامله و
سازش و يا
تسليم ميشوند.
سازمان
زحمتكشان:
در
مورد سازمان
زحمتكشان و بي
آيندگي اين
جريان قبلا به
اندازه كافي
نوشته و گفته
ايم. در اينجا
اشاره اي به
آخرين تحولات
اين سازمان كه
صحت سياستهاي
ما را بيش از
پيش تاييد
ميكند را لازم
ميدانم. سير
تحولي كه قبلا
گفته بوديم
اين سازمان از
سر خواهد
گذراند،
بسياري از
آنها اكنون به
واقعيت و فاكت
عيني تبديل
شده اند.
سازمان
زحمتكشان بعد
از جدايي از
كومه له
سازمان
كردستان حزب
كمونيست
ايران با
ادعاي كومه له
اصيل و
"بازسازي كومه
له" شروع به
فعاليت كرد.
همان اوايل و
طي چند سال
گذشته بارها
تاكيد كرديم
كه اين سازمان
با سياستهاي
قومپرستانه
هيچ ربطي به
كومه له و
تاريخ كومه له
ندارد. تنها
شباهتش به كومه
له پسوند اسم
اين سازمان
است. زيرا
همچنانكه در
بخشهاي قبلي
اين نوشته
گفتم پديده
كومه له حاصل
يك تحول
طبقاتي و
اجتماعي در
كردستان بود.
كومه له
سازماني چپ
بود كه براي
جواب گويي به
نيازهاي يك
جامعه مدرن و
از موضع طبقه
كارگر پا به
ميدان سياست
گذاشته بود.
اگر
چه كومه له با
محدوديتهاي
فكري زمان
شكلگيري خود
عجين شده
بود، اما با
تشكيل حزب
كمونيست
ايران يك تحول
انقلابي را از
سر گذراند و
تماما با سياستي
ماركسيستي
همنوا شد.
گرايشات
حاشيه اي و ناسيوناليستي
در اين سازمان
در طول عمر ده
ساله اول حزب
كمونيست
ايران هيچ
جايگاهي در
تعيين
سياستهاي اين
سازمان نداشتند.
بنابر
اين سازماني
با اين پيشينه
نميتواند هيچ
شباهتي به
يك جريان
قومپرست و بي
پرنسيب مثل
سازمان زحمتكشان
داشته باشد.
به
همين دليل
سازمان
زحمتكشان از
دو جهت تحت فشار
خرد كننده
بود و خرد شد.
هم از جانب
جنبش چپ فعلي
و حزب كمونيست
كارگري به
عنوان جرياني
جدي و معتبر
در كردستان و
هم از جانب
كومه له و
تاريخي كه اين
سازمان از سر
گذرانده بود.
اين دو فاكتور
سازمان
زحمتكشان را
در تناقضات
خود خرد كرد.
در عين حال
شكست آمريكا و
نا اميدي اين
سازمان براي
تبديل شدن به
يك جريان مطرح
در كردستان
باعث شد در يك
سال گذشته به
چندين شاخه و
دسته تقسيم
شود. اكنون هم
تعدادي كه در
اطراف عبدلله
مهتدي باقي
مانده اند تنها
اميدشان به
اين است كه
آمريكا به
ايران حمله
كند و
استخواني جلو
آنها بيندازد.
در غير اين
صورت هيچ افق
و راه حلي در
مقابل آنها باز
نيست. شكست
قطعي اين
سازمان هم از
لحاظ سازماني
و هم از لحاظ
اعتبار سياسي
اكنون امري داده
شده و عيني
است. هر تحولي
هم در منطقه
روي بدهد
نميتواند اين
سازمان را از
اين شكست و بي اعتباري
نجات بدهد.
در
پايان بايد
تاكيد كنم كه
جريانات خرد و
ريز ديگر از
چپ و راست در
كردستان
ايران جايگاه
جديي در سياست
ندارند و فكر
نميكنم
احتياجي به
پرداختن به آنها
باشد.
بنابر
اين در بخش
پاياني و قسمت
ششم اين بحث به
جايگاه و
موقعيت و
سياستهاي حزب
كمونيست كارگري
در كردستان
ميپردازم.