|
برخيزيد،
دوزخيان
زمين!
برخيزيد،
زنجيريان
گرسنگي!
عقل از دهانۀ
آتشفشان
خويش تندر
وار ميغرد
اينک! فورانِ
نهائي ست اين.
بساط گذشته
بروبيم،
به پا خيزيد!
خيل بردگان،
به پا خيزيد!
جهان از
بنياد
ديگرگون ميشود
هيچيم کنون،
«همه» گرديم!
نبرد نهائي
ست اين.
بههم گرد
آئيم
و فردا «بين
الملل»
طريق بشرى
خواهد شد.
رهانندۀ
برترى در کار
نيست،
نه آسمان، نه
قيصر، نه
خطيب.
خود به رهائى
خويش
برخيزيم، اى
توليد گران!
رستگارى
مشترک را
برپا داريم!
تا راهزن،
آنچه را که
ربوده رها
کند،
تا روح از
بند رهائى
يابد،
خود به کورۀ
خويش بردميم
و آهن را
گرماگرم
بکوبيم!
نبرد نهائى
ست اين.
به هم گرد
آئيم
و فردا «بين
الملل»
طريق بشرى
خواهد شد.
کارگران،
برزگران
فرقۀ
عظيم
زحمتکشانيم
ما
جهان جز از
آن آدميان
نيست
مسکن بى
مصرفان جاي
ديگرى است.
تا کي از شيرۀ
جان ما
بنوشند؟
اما، امروز و
فردا،
چندان که
غرابان و
کرکسان
نابود شوند
آفتاب،
جاودانه
خواهد
درخشيد.
نبرد نهائى ست
اين.
به هم گرد
آئيم
و فردا «بين
الملل»
طريق بشرى
خواهد شد.
|